Home  Weblog  Booklog  Photo Gallery  Articles  Contact
   
 
  1383/10
  1383/11
  1383/5
  1383/6
  1383/7
  1383/8
  1383/9
  1384/11
  1384/12
  1384/2
  1384/3
  1384/5
  1384/6
  1385/1
  1385/12
  1385/2
  1385/7
  1385/8
  1385/9
  1386/1
  1386/10
  1386/12
  1386/3
  1386/5
  1386/7
  1387/1
  1387/2
  1387/3
  1387/4

  Cluster of WSIS-related events 2008 - Geneva, Switzerland
  " اضطراب اقتدار "
  نگراني هاي استاد
  مصاحبه با ایسنا پیرامون اشتغالزايي ...
  مصاحبه خبرگزاری ایسنا پیرامون آموزش الکترونیکی
  پس از عاشورا
  مصاحبه با باران
  سخنرانی در محل انجمن های علمی کشور
  Cluster of WSIS-related events, 14-25 May 2007, Geneva, Switzerland
  INVITATION TO THE CONFERENCE

  روانشناسي اعتراض
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت

  روش شناسي شريعتي
  اصالت ساخت
  چالش بر ای توزيع IPv6 براساس هويت كشوري
  ایران و ایلات متحده و جنگ بر سر دامنه های xxx پشت یک خاکریز
  مروری برحفظ حريم خصوصي و امنيت در جامعه اطلاعات
  تعدد زبان‎ها در اینترنت و خطرات موجود
  جاودانگی ژرف (قسمت آخر)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت اول)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت دوم)
  آشنایی با انکوباتورها

  زاویه دید
  شرکت آریانوس
  زنان ايراني طرفداران جنبش جهاني صلح
  میدان زنان
  کميته هماهنگى سازمانهاى غير دولتى زنان
  شیرین عبادی
  كنشگران
  Working Group on Internet Governance
  یونیسف ایران
  undp -Iran

< Previous Next >
 
 

 Cluster of WSIS-related events 2008 - Geneva, Switzerland

The World Summit on the Information Society (WSIS) Stocktaking 2008 Report -- a tool for fostering development of the information society -- was released today. This Report is an update on the activities undertaken by governments, business, civil society and other organizations aimed at the achievement of the objectives and targets of the World Summit on the Information Society (WSIS) from end 2005 until mid 2008.

The World Summit on the Information Society was held in two phases, in Geneva in December 2003 and in Tunis in November 2005. Over 50 heads of state and government attended each of the two summits and committed to building a people-centered, inclusive and development-oriented Information Society.

This stocktaking process, initiated by the WSIS Executive Secretariat in October 2004 and launched in Tunis in 2005, provides an inventory of activities and tracks progress on the implementation of the goals of the summit.

The report was prepared through a consultative process with all stakeholders by placing the draft report for comments on the WSIS stocktaking Web site. The system is publicly accessible and presents information on WSIS-related initiatives and projects. It is possible to search for information within the database by WSIS action line, project, keyword, geographical location and other specifications.

Governments submitted 3,812 activities, representing 54 per cent of the total number of submissions. International organizations were second, with 29 per cent, followed by businesses, civil society entities and others. Some 44 per cent of activities submitted had been carried out at the national level, while 30 per cent were of an international nature.

1387/4/30

         
 
 

  " اضطراب اقتدار "

پرونده IT ايراني
حجت ا... مديريان، کارشناس ارشد IT در گفت و گو با وب:
دولت به " اضطراب اقتدار " دچار شده است .
مقدمه
حجت ا... مديريان، کارشناس ارشد IT سال هاست که به طور جدي درگير مباحث نظري و کاربردي IT در سطح ملي و بين المللي است. ميزان و تعداد فعاليت ها و پروژه هايي که وي طي 7 سال گذشته انجام داده است و نيز ادبيات خاص مديريان در تبيين و تشريح IT به خوبي بيانگر احاطه وي بر حوزه هاي کلان IT و تحولاتي است که بهره گيري از اين تکنولوژي در کليت حاکميت، دولت و بدنه جامعه ايجاد مي کند.
با توجه به فعاليتهاي او و حضور مستمرش در گردهمايي هاي بين المللي، نگاهي جديد به تحولات جهاني IT دارد.
وضعيت خصوصي سازي در حوزه IT و روابطي که در عصر اطلاعات بايد ميان دولت و بخش خصوصي برقرار باشد، محور گفت و گويي است که بر سر آن با آقاي مديريان به توافق رسيديم.
ما حصل اين گفت و گو را مي خوانيد.
وب: جناب آقاي مديريان از منظر شما خصوصي سازي در حوزه IT مستلزم چه مواردي است؟
مديريان: خصوصي سازي سازمان هاي IT نياز به مقدمه اي دارد که خدمت شما عرض مي کنم. امروزه در ادبيات توسعه مفهومي وجود دارد به نام Good Governance منظور از Governance روند تصميم سازي و چگونگي پياده سازي آن است.اين تصميم سازي مي تواند در مقياس جهاني، کشوري، محلي و يا سازماني باشد. نهادهاي درگير Governance، دولت ها، بخش خصوصي و جامعه مدني با ويژگي هاي هشت گانه مشخص هستند چيدمان و روش تعامل اين بخش ها يکي از مباحث اساسي جامعه اطلاعاتي است، چرا که اين سه بخش به عنوان نهادهاي مسئول و پاسخگو تعيين کننده سرنوشت مردم هستند ويژگي هاي هشت گانه عبارتنداز : 1- مشارکت  2- گرايش به وفاق اجتماعي 3- قابل اندازه گيري بودن 4- شفافيت 5- مسئول پذيري و پاسخگويي 6- موثر و کارآمد بودن 7- برقراري تساوي ، عدالت و غير انحصاري بودن 8- پيرو قانون بودن.
در مقابل Bad Governance را داريم که در آن نه تنها ويژگي هاي فوق حضور ندارند بلکه تداخل نهادهاي مافيايي، تصميم سازي هاي زور مدارانه و نظامي، درگيري هاي نخبگان سياسي و اجتماعي و سياسي شدن حوزه اقتصاد و غيره وجود دارد. در بسياري از کشورها از جمله در کشور ما هنوز تصوير روشني از اين رابطه وجود ندارد و با اينکه سران مملکتي و مقامات ارشد جمهوري اسلامي بارها توصيه هاي مفيد و اساسي کرده اند، ولي به نظر مي رسد اشکالات ساختاري، مفهومي و حتي زباني باعث شده که اين امر به درستي تحقق پيدا نکند.
وب: آقاي مديريان، براي روشن تر شدن بحث لطفاً ضمن ارائه تعريفي از خصوصي سازي، روندهاي لازم براي تحقق آن را تشريح کنيد.
مديريان: خصوصي سازي در اصل تغيير رابطه و باز تعريف رابطه بين دولت و بخش خصوصي است. تا به حال چنين بوده که دولت دنبال حاکميت هرچه بيشتر و تمرکز قدرت بوده و متاسفانه در فرهنگ زباني ما نيز براي واژه Government معادل "حاکميت" که نحوي از زور و تحکم در آن مستتر است ، به کار گرفته شده، و اين در حالي است که Government حاکميت نيست بلکه زمامداري است. زمامدار وظيفه مديريت و نظارت را به عهده دارد. به نظر من اولين گام براي حرکت به سمت رشد و توسعه باز تعريف حاکميت و تغيير آن به زمامداري و مديريت کلان کشوري است. ذهنيت " حاکميت " در مردم ما باعث شده که همه از حکومت اقتدار تمرکز قدرت و زورگيري را انتظار داشته باشند. اين ذهنيت بايد به مرور زمان اصلاح شود.
اگر تلقي دولت از زمامداري، " قدرت " و تمرکز آن باشد، طبيعي است که با خصوصي سازي مخالفت کند حتي اگر به لحاظ نظري به اين نتيجه رسيده باشد که " خصوصي سازي و کم کردن حجم دولت لازم است ". ما در عمل با پديده اي مواجه هستيم که من اسم آن را " اضطراب اقتدار " گذاشته ام. اضطراب کم شدن قدرت، خود به خود مقاومت ايجاد مي کند در حالي که اولاً دولت معادل قدرت نيست، ثانياً خصوصي سازي و توزيع قدرت باعث مديريت بهتر و آسان تر دولت خواهد شد.
مشکل بزرگ ديگر در روند خصوصي سازي در کشوري مثل ايران پيوند و وابستگي دولت به نفت است. تا زماني که دولت خود را بي نياز از درآمدهاي ديگري مثل درآمدهاي معقول مالياتي مي داند، هيچ گونه اهتمامي به خصوصي سازي نخواهد کرد. براي خصوصي سازي بايد ساختار نفت – اقتدار – حکومت به ساختار اقتصاد آزاد- دموکراسي – دولت تبديل شود.
البته من بدبين نيستم و معتقدم اين اتفاق خواهد افتاد. هدف از خصوصي سازي در دنياي امروز نه تنها تضعيف حکومت نيست، بلکه با باز تعريف رابطه بخش خصوصي – دولت – جامعه مدني، تصدي گري دولت کم شده و دولت مي تواند به وظيفه اصلي خود که رسيدگي به امور مديريت کشور و نظارت بر آن است برسد.
وب: بدين ترتيب از نظر شما خصوصي سازي موجب چه رويدادهايي در جامعه خواهد شد ؟
مديريان: خصوصي سازي مطلوب است ؛ چرا که باعث ايجاد اقتصاد رقابتي و استقلال از درآمدهاي نفتي خواهد شد اصولاً دولت بازرگان خوبي نيست؛ چرا که مديران دولتي به دنبال خريد ارزانترين کالا و خدمات هستند و نه بهترين و مناسب ترين آنها. مديران دولتي همواره با اضطراب عملکرد سازمان هاي نظارتي مواجه هستند و به خصوصي در اين برهه از زمان،مديران قدرت ريسک و شجاعت کمتري دارند؛ چرا که همواره اين نگراني وجود دارد که خريد مطلوبتر ولي گران تر دردسر آفرين باشد لذا آنها ترجيح مي دهند خود را در حاشيه امن قرار داده و از دردسر پرهيز کنند . اين مشکل زماني دو چندان خواهد شد که حوزه اقتصاد با حوزه سياست آميخته شده باشد. وضعيتي که در حال حاضر گريبانگير ملت ما شده است. ما متاسفانه در وضعيتي قرار داريم که مديران شرکت ها و تشکل هاي اقتصادي از افرادي انتخاب مي شوند که در مسير فکري مديران ارشد دولتي قرار داشته باشند. ملاحظه بفرماييد با تغيير دولت هشتم به دولت نهم چقدر تغييرات در لايه مديران صنايع و بنگاههاي اقتصادي داشتيم و اين در حاليست که مديران صنايع بايد از افراد مستقل و صاحب نظر در صنعت انتخاب شوند و نه از عناصر و وابستگان سياسي.

وب: بخش خصوصي در اين ميان چه نقشي دارد؟
مديريان : بخش خصوصي براي رقابت مجبور است که کالاي با کيفيت بالا توليد کند، قيمت را کاهش داده و پشتيباني خوب ارائه دهد، ولي بخش دولتي هيچ اجباري ندارد؛ چرا که يکه تاز عرصه بازار است و رقيبي ندارد. نادرست بودن رابطه بخش خصوصي و دولت و عدم خصوصي سازي باعث مي شود که بخش خصوصي همواره کوچک بماند . " اضطراب اقتدار " در دولت علت اصلي کوچک ماندن بخش خصوصي است چرا که بخش خصوصي بزرگ باعث تحديد قدرت دولت خواهد شد. مشکل بخش خصوصي کوچک آن است که قيمت تمام شده کالا گران خواهد شد. اصولاً ارزان سازي کالا نتيجه بزرگ شدن بخش خصوصي است. در دنياي امروز که رقابت فشرده شده و غول هاي اقتصادي در حال بلعيدن شرکت هاي کوچک هستند، فکر مي کنيد چه بر سر شرکت هاي خصوصي کوچک خواهد آمد؟ همين الان با حضور کالاهاي ارزان قيمت چيني و نرم افزارهاي ارزان قيمت چه بر سر شرکت هاي ايراني آمده است؟ حال تصور کنيد که ايران به WTO پيوسته است و قرار است کالاهاي خارجي تحت قوانين WTO وارد کشور شوند. مطمئناً صنعت ما به کلي نابود خواهد شد.
وب: مشکل خصوصي سازي در کجاست؟
مديريان: مشکل پيوستن به WTO نيست بلکه مشکل در کوچک بودن بخش خصوصي است که قرار است با بخش خصوصي بزرگ خارجي رقابت کند . سياست کوچک نگه داشتن بخش خصوصي کمک به شرکت هاي خارجي است نه کمک به اقتدار ملي. کشورهاي زيادي از جمله، هند، مالزي و امارات در زمينه خصوصي سازي گام برداشته و موفق بوده اند تجربه اين کشورها نشان داده که بدون حمايت دولت امکان خصوصي سازي وجود ندارد . خصوصي سازي نياز به فرهنگ خصوصي سازي دارد يعني بايد اين فرهنگايجاد شود که بخش خصوصي دشمن بخش دولتي نيست و رقيب آن هم نيست بلکه نقش کمک کننده دارد. دولت هم بايد نقش تسهيل گر را در خصوصي سازي براي شرکت هاي خصوصي داشته باشد. اين شعاري است که از طرف دولت در دبي براي خصوصي سازي رايج شده است : کسب و کار تو کسب و کار من است. (Your Business is my Business) . در اين کشورها بخش دولتي بيشترين کمک را به شرکت هاي خصوصي مي کنند و نه تنها اجازه ورشکستگي را به آنها نمي دهند بلکه آن ها را تقويت مي کنند و انواع و اقسام امکانات را در اختيار آنان قرار مي دهند به طور خلاصه معتقدم براي خصوصي سازي شرکت هاي ICT، گام اول بايد تعريف پروژه اي به نام پروژه خصوصي سازي باشد. چرا مي گويم پروژه، چون پروژه اولاً ابتدا و انتها و زمان بندي دارد، ثانياً مراحل اجراي پروژه مشخص است، ثالثاً درصد پيشرفت آن قابل اندازه گيري است، رابعاً متولي آن مشخص است.متولي پروژه خصوصي سازي نميتواند دولت باشد چرا که دولت  بنابر دلايلي که گفته شد، در درون خود با اين پروژه مشکل دارد. پس متولي آن بايد يک شرکت خصوصي يا يک کنسرسيوم باشد . همان گونه که ذکر شد دولت بايد نقش خود را از متولي گري به تسهيل گري تغيير دهد تا پروژه خصوصي سازي امکان پذير شود.
وب: آقاي مديريان، پيشنهاد شما به دولت در اين زمينه چيست؟
مديريان: من پيشنهاد مي کنم دولت بخشي از درآمدهاي نفتي را براي توسعه صنعت IT و کمک به شرکت هاي خصوصي IT اختصاص دهد. منظور از درآمدهاي نفتي کمک به صورت Grant يا کمک بلاعوض نيست بلکه منظور انجام سرمايه گذاري در حوزه High-tech است .در حال حاضر سرمايه گذاري هايي که از محل منابع نفتي در کشور انجام مي شود در حوزه ي ساختمان و تاسيسات و حداکثر صنعت به گونه اي است که اولاً ارزش افزوده بالايي ندارد، ثانياً کارآفرين نيست و ثالثاً حوزه آن High-tech نيست. شرکت هاي خارجي بخش تير و تخته را در کشور ما انجام مي دهند و بخش High-tech به خصوص IT را در کشور خودشان. اين رابطه بايد تغيير کند. بايد شرکت هاي ايراني هم سهمي در پروژه ها، خصوصاً در بخش  High-tech داشته باشند.
وب: رشد و توسعه صنايع High-tech چه تاثيري در جامعه خواهد داشت؟
مديريان: رشد صنعت High-tech در کشور روند فرار مغزها را معکوس مي کند . وضعيتي که در هندوستان اتفاق افتاده است و به Reverse Brain Drain معروف است . با رشد صنعت High-tech بخصوص صنعت IT نه تنها از پديده فرار مغزها به طور منطقي جلوگيري خواهد شد بلکه روند خروج سرمايه نيز معکوس خواهد شد. شرکت هاي خارجي نيز براي سرمايه گذاري در کشور علاقه نشان خواهد داد . سرمايه و پول خصلتاً محافظه کار هستند و به همين دليل به آنجايي مي روند که امنيت امکان و شرايط مناسب براي رشد و گردش وجود داشته باشد. اين شرايط بايد درکشور به وجود بيايد.
وب: لطفاً به عنوان آخرين سوال چگونگي روابط ميان توسعه و خصوصي سازي را بيان کنيد.
مديريان: رابطه اي مستقيم بين توسعه ي خصوصي سازي، امنيت اقتصادي حاکميت قانون، شفافيت و مديريت خوب (good Governance)  جدايي حوزه سياسيت از اقتصاد، حمايت از SME ها و تلاش براي بزرگ شدن شرکت هاي خصوصي و پذيرش دموکراسي از طرف زمامداران وجود دارد.
دموکراسي در دنياي امروز فقط يک کالاي فانتزي غربي نيست بلکه يک روش مديريت و پيش شرط ايجاد امنيت اقتصادي است. فراموش نکنيم. يکي از آرمان هاي انقلاب اسلامي رسيدن به توسعه اقتصادي و خودکفايي بود. خود کفايي با شعار ميسر نمي شود بلکه احتياج به راهکار عملي دارد. اصل 44 قانون اساسي نيز ناظر بر همين موضوع است.

 

1387/3/1

         
 
 

 نگراني هاي استاد

دولت جديد و تعهدات ايران پيرامون جامعه اطلاعاتي
دنياي کامپيوتر و ارتباطات - سال هفتم شماره 65
در روزهاي پاياني سال 86 آخرين جلسه انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتي در محل انجمن هاي علمي کشور تشکيل شد.استاد دکتر معتمد نژاد  پدر علم ارتباطات ايران ومعمار فعاليتهاي موفق ايران در اجلاس  جامعه اطلاعاتي به ايراد سخنراني پرداختند که در جاي خود قابل تامل است و توجه بيشتر مسولين امر را طلب مي نمايد. اهميت انتقاد هاي  دکتر معتمد نژاد زماني بيشتر نمايان مي شود که بياد بياوريم ايشان استادي هستند که اصولآ خوش بين بوده و اين انتقادات از زبان شخصي جاري شده که مشهور به صفاتي همچون فروتني  بردباري  آرامش  دانش مداري  ادب   پر کاري و نو آوري و کم ادعايي آرمان گرايي و واقع بيني  هدفمندي  اميدواري به آينده  خوش بيني  بزرگ انديشي  مشارکت جويي عشق  انسانيت و.........است .شرح اين توضيحات از زبان بزرگان و عزيزاني همچون دکتر شکر خواه،  دکترفرقاني، دکتر حبيبي،  مهندس جهانگرد،  دکتر توفيقي ،آقاي مسجد جامعي، دکتر خانيکي، و ساير دوستان و عزيزان در سايت هميشه استاد مکتوب است.
دکتر معتمد نژاد اشارات غم انگيزي داشتند که در پي مي آيد. ايشان ضمن اشاره به اجلاس ژنو و تونس خاطر نشان کردند که طبق اسناد و خط عمل هايي که در اجلاس ژنو وتونس به تصويب رسيد ما بايد مواردي را در حوزه جامعه اطلاعاتي اجرايي مي کرديم که متأسفانه هيچ کدام از آنها انجام نشده است.
نا کار آمدي ايران در اجرايي کردن اسناد اجلاس ژنو و تونس از يک سو و همچنين گزارش نا مناسب کارهاي انجام شده از سوي ديگر باعث شده است آخرين اثري که از کشورمان در يونسکو  در باره ي گزارش عملکرد موجود است به سال 1999 مربوط باشد.
همچنين عدم توجه دولت به اجلاس جامعه اطلاعاتي ونيز عدم همکاري با انجمن هاي علمي به  خصوص انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتي ايران از مباحثي بود که توسط آقايان دکتر شکر خواه و دکتر محسنيان راد و نيز ساير اعضائ انجمن مورد اشاره قرار گرفت.
قابل توجه است که اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي ايران (wsis) طي دو مرحله برگزار شد. مرحله اول در ژنو در سال 2003 و ديگري در تونس در سال 2005 . طي اين اجلاس چهار سند مهم که به بيانيه اصول ژنو- برنامه عمل ژنو - پيمان تونس و دستور العمل تونس براي جامعه اطلاعات مشهور هستند به تصويب رسيدند.اين اسناد کليه دولتها از جمله دولت ايران و نيز کليه سازمانها ي بين المللي  بخش خصوصي و جامعه مدني را موظف به ساخت و پي ريزي يک جامعه اطلاعاتي مردم مدار ، فراگير و توسعه محور و غير تبعيض آميز مي کند . طبق اسناد سازمان ملل متحد از جمله بيانيه هزاره و اسناد wsis کليه دست اندرکاران موظف هستند اولآنسبت به اهداف 8گانه بيانيه هزاره متعهد بوده و نيز موارد زير را در حوزه جامعه اطلاعاتي پيگيري نمايند:
+ حفظ و همسو كردن استراتژيهاي ملي اينترنت در جهت اولويتهاي ملي توسعه.
+ برگزاري اجلاس فروم  زمامداري اينترنت( IGF) ـ فروم  جديدي در جهت گفتگوي مبتني بر سياست سهامداري چندجانبه (multistackholder partnership) در مورد زمامداري اينترنت.
+ تدوين و توسعه‌ي سياست‌گذاري عمومي در مورد اينترنت از رهگذر همكاري فزاينده‌ي دولتها در رايزني با تمامي سهامدارن. كه اين شامل تدوين اصول قابل كاربرد در سطح جهاني است، اصول مرتبط با  مباحث سياست‌گذارانه‌درمورد  هماهنگي و مديريت منابع مهم اينترنتي.
+ توسعه‌ي استراتژيها به منظور افزايش ارتباطات قابل دسترس در سطح جهاني، كه موجب تسهيل در دسترسي بهينه و برابر براي همگان مي‌شود. به عبارتي با بهينه‌سازي انتقال اينترنت و هزينه‌هاي ارتباطاتي، كه مي‌توان در محيطهاي تجاري و رقابتي در مورد آنها مذاكره و چانه زني كرد و به سمت پارامترهاي واقعي، شفاف و غيرتبعيض‌آميز جهت گيري‌شان كرد، و از سوي ديگر تاسيس و ايجاد شبكه‌هاي كليدي و پرسرعت اينترنتي  و نيز نقاط مبادله‌ي ملي، منطقه‌اي و نيمه‌منطقه‌اي.
+ بهبود و بهينه‌سازي مكانيسم‌هاي مالي موجود به منظور دسترسي جهاني به ICT ها در جهت توسعه، توانايي بخشي و برطرف‌كردن فاصله‌ي ديجيتالي.
+ استقبال از صندوق همبستگي ديجيتال كه در قالب يك مكانيسم نوآورانه‌ي مالي در ژنو تاسيس شد.  اين صندوق گشوده بروي تمامي سهامداران ذينفع داراي ماهيتي داوطلبانه است، كه اساسا متمركز است بر نيازهاي خاص و ضروري در سطح بومي و نيز  يافتن منابع داوطلبانه‌ي جديد براي تامين بودجه‌ي “همبستگي”.
+ تدوين و اجراي سياستهاي اجرايي كه از يك سو منعكس‌كننده‌ي واقعيتهاي ملي باشد و از سوي ديگر فضاي حمايتي و بين‌الملي را افزايش دهد ( كه اين شامل سرمايه‌گذاريهاي مستقيم خارجي و نيز بسيج منابع بومي است)، تا موجب ارتقا و پروش موسسات و بنگاهها، به ويژه موسسات كوچك، متوسط و خُرد  (SMEs) شود.
+ ايجاد ظرفيت ICT براي همگان و نيز ايجاد اطمينان در استفاده از آنها از جانب همگان ـ از جمله جوانان، مسن‌ترها، زنان، بوميان، معلولان، و جوامع دورافتاده و روستايي ـ از خلال بهبود و ارائه‌ي برنامه‌ها و سيستمهاي آموزش و پرورش شامل آموزش دائمي و آموزش از راه دور.
+ اجراي آموزش و پرورش موثر و مفيد به ويژه در علم و تكنولوژي كه موجب ترغيب و ارتقا مشاركت فعال دختران و زنان در فرايند تصميم‌گيري ساخت جامعه‌ي اطلاعات شود.
+ توجه خاص به صورتبندي مفاهيم جهاني طراحي و استفاده از تكنولوژيهاي كمكي كه موجب افزايش دسترسي تمامي افراد و از آن جمله معلولان شود.
+ ارتقا سياست‌گذاريهاي همگاني در جهت دسترسي همگان در تمامي سطوح ـ از جمله جمعيت‌هاي مختلف ـ به سخت افزار، نرم افزار و نيز برقراري ارتباطات از طريق تلاقي فزاينده ميان محيط تكنولوژيك، توانمندسازي، و ماهيت بومي.
+ افزايش دسترسي به دانش جهاني درمورد سلامت و بهداشت و نيز دسترسي به خدمات پزشكي از راه دور( به ويژه در مناطقي در وضعيت اضطراري‌اند و براي كمك به آنها فراخوان جهاني براي همكاري اعلام شده‌است)، دسترسي به كارشناسان بهداشت و نيز برقرار كردن شبكه ميان آنها تا بتواند به افزايش كيفيت زندگي و شرايط محيطي ياري رسانند.
+ بالابردن ظرفيت و توانايي‌هاي ICT تا بدين ترتيب موجب افزايش دسترسي و استفاده از شبكه‌ها و خدمات پستي شود.
+ بهره‌گيري از ICT ها به منظور افزايش دسترسي به دانش كشاورزي، مبارزه با فقر، و حمايت از محصولات بومي، و دسترسي به دانش مرتبط با كشاورزي بومي.
+ توسعه و اجراي كاربردهاي زمامداري اينترنت براساس استانداردهاي همگاني  در جهت افزايش و ارتقا سيستمهاي زمامداري اينترنت و افزايش كاربردپذيري ميان آنها (در تمامي سطوح). كه اين از يك سو موجب دسترسي بيشتر به اطلاعات و خدمات در مورد زمامداري اينترنت مي‌شود و از سوي ديگر به  ساخت شبكه‌هاي ICT و توسعه‌ي خدماتي ياري مي‌رساند كه همه جا، در هر زمان و براي هر كس با هر امكانات مهيا باشد.
+ حمايت از نهادهاي آموزشي، علمي و فرهنگي كه شامل كتابخانه‌هاي، بايگاني ها و موزه‌ها است؛ آن هم با توجه به نقش اين نهادها در گسترش و فراهم كردن دسترسي برابر و آزاد به مطالب متنوع و گوناگون و نيز حفظ و نگهداري از اين مطالب (از جمله مطالب ديجيتالي) كه موجب حمايت از آموزش رسمي و غير رسمي، تحقيقات و نوآوري مي‌شود. و به ويژه حمايت از كتابخانه‌ها با توجه به نقش خدمات رساني همگاني آنها در فراهم كردن زمينه‌ي دسترسي آزاد و برابر به اطلاعات و نيز با توجه به نقش آنها در ارتقا سوادآموزي ICT و ارتباطات ميان جوامع به ويژه جوامعي كه بهره‌هاي اندكي از خدمات رساني دارند.
+ افزايش توانمندي جوامع در تمامي كشورها به منظور پرورش زبانهاي محلي يا بومي.
+ تقويت كيفي و محتوايي اينترنت در سطح ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي.
+ تشويق به استفاده از رسانه‌هاي سنتي و جديد به منظور افزايش دسترسي جهاني به اطلاعات، فرهنگ و دانش براي تمامي مردم، به ويژه اقشار آسيب پذير و مردم كشورهاي درحال توسعه؛ و از آن جمله تشويق به استفاده از راديو و تلويزيون به منزله‌ي رسانه‌هايي آموزشي.
+ تاكيد مجدد بر استقلال، پلوراليسم و تنوع رسانه‌ها و آزادي اطلاعات كه شامل تدوين و توسعه‌ي قانون‌گذاريهاي داخلي(بنابر مقتضيات) مي‌شود.
+ تشويق موكد از موسسات و كارآفرينان ICT در توسعه و تدوين فرايندهاي توليديِ مبتني بر دوستي با محيط زيست به‌منظور به حداقل رساندن آثار زيانبار استفاده از ICT و توليدات آنها و نيز  كاستن از ضايعات آنها بر انسان و محيط.
+ ادغام سياست‌ها و ضوابط نظارتي، خودنظارتي و ديگر سياستها و ضوابط مفيد در حمايت از كودكان و نوجوانان در برابر سوءاستفاده و استثمار، و ادغام اين سياستها و ضوابط در برنامه‌هاي عملي ملي و استراتژي‌هاي اينترنتي.
+ تشويق به توسعه‌ي شبكه‌هاي پژوهشي پيشرفته در سطوح ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي، به منظور افزايش تشريك مساعي در علم، تكنولوژي و آموزش عالي.
+ تشويق به انجام خدمات داوطلبانه، در سطح يك جامعه‌ي كوچك، به منظور به حداكثررساندن اثرات توسعه‌اي ICTها.
+ تشويق به استفاده از ICTها به منظور افزايش راههاي ديگر كاركردن، از جمله كار از راه دور كه منجر به بازدهي بيشتر و اشتغال‌زايي مي‌شود.
+ بهبود سيستمهاي هشدارِ به‌موقع بلايا از طريق همكاري فني و افزايش ظرفيت و توانمندي كشورها (به ويژه در كشورهاي در حال توسعه) در استفاده از ابزارهاي ICT براي هشدار به‌موقع، مديريت و ارتباطات اضطراري، و از آن جمله پخش هشدارهاي قابل فهم براي افراد در معرض خط است.
+ در دسترس قراردادن سرويسهاي مشاوره براي كودكان، و ضرورت توجه و نياز به بسيج منابع مناسب و تدابير مقتضي. از همين رو شماره تلفنهايي بايد در نظر گرفته شود كه به آساني به خاطر سپرده مي‌شوند، از تمامي تلفنها قابل شماره‌گيري‌ باشند و هزينه‌اي دربر نداشته باشند.
+ ديجيتالي‌كردن داده‌هاي تاريخي و ميراث فرهنگي به نفع نسلهاي آتي‌ است.
نحوه‌ي اجراي اين كار در ادامه‌ي اجلاس و سازوكارهاي اجرايي آن به‌ويژه در دستورالعمل تونس ديده مي‌شود.
 
قابل توجه است که در دولت آقاي خاتمي توجه ويژه اي به مباحث فوق مي شد. رئيس جمهور وقت مشاور ويژ اي در جهت توسعه IT  و عملياتي کردن تعهدات ايران تعيين نمودند وبودجه خاصي طي مکانيزمي شفاف و پاسخگو تحت عنوان طرح تکفا به اين امر اختصاص داده شد.رسانه ها امکان پيگيري و ديده باني درجه پيشرفت ايران را در دسيدن به اهداف فوق داشتند. بخش جامعه مدني و بخش دولتي حضور فعالي در اجلاس wsis داشتند ودولت ايران توانست بندهايي از اجلاس ژنو و تونس را به خصوص در حوزه ي زمامداري اينترنت به تصويب رسانده و با کمک کشورهاي موسوم به کشورهاي 20 در جهت ساماندهي  وضعيت حاکميت اينترنت در سطح بين المللي و متولي شدن  ITUکارنامه ي درخشاني  را ارائه نمايند.اجلاس منطقه ايwsis درتهران برگزار گرديد و ايران در منطقه آسيا و اقيانوسيه ونيز در حوزه جامعه مدني در خاور ميانه وشرق آسيا نقش محوري داشت . ابعاد اخلاقي جامعه اطلاعاتي مورد توجه قرار گرفت وايران توانست با کمک ساير کشورها از جمله ايالات متحده از رسميت يافتن دامنه هاي غير اخلاقي و پورنو گرافي جلوگيري نمايد.
اين وضعيت نسبتأ مطلوب جمهوري اسلامي، با تغيير دولت و تغيير مديران دولت با رکود مواجه شد.و با گذشت 3 سال از روي کار آمدن دو لت جديد انتظار مي رود وضعيت تغيير يافته  تجربه مديران قبلي به مديران جديد انتقال يافته و موتور حرکت ITC کشور گرم شده باشد.ولي نگراني هاي استاد و ساير  اساتيد  و نيز خاموشي جامعه مدني نشان از بحراني بودن و عدم توجه ويژه دولت به وضعيت ITC  در کشور دارد.جا دارد مسؤلين محترم نسبت به آسيب شناسي وضعيت فعلي اهتمام ورزيده ونسبت به بازسازي و فعال نمودن بازارITC  ونيز پيگيري مباحث حقوقي و نظري و نيز رشد جامعه مدني اقدام نمايند. به ياد داشته باشيم که عقب ماندگي دراين حوزه با توجه به رشد صعودي آن در ساير کشورها غير قابل جبران است.

1387/2/9

         
 
 

 مصاحبه با ایسنا پیرامون اشتغالزايي ...

 
متن کامل مصاحبه:
 
1.  نقش صنعت ITرا در اشتغالزايي و کار آفريني چگونه ارزيابي مي کنيد ؟
 
براي شناخت و فهم بهتر نقش تکنولوژي و فناوري ارتباطات بهتر است محصول اصلي عصر ارتباطات را شناسايي کنيم. اولا ً اقتصاد عصر اطلاعات اقتصاد دانش محور است و اين اقتصاد طبقه جديدي با ويژگي هاي خاص راپديد آورده که به طبقه جديد معرفتي مشهور است . کارگران اين طبقه ديگر کارگران صنعتي نيستند بلکه کارگران اطلاعاتي هستند . محل کار اين کارگران ديگر در کارخانه ها نيست بلکه آنها در همه جا يافت ميشوند و عنصر اصلي کالاها و فراورده هاي آنان، اطلاعات بسته بندي شده است.
با توجه به مقدمه فوق مي بينيم ما وارد عصر جديدي با ويژگي هاي جديد شده ايم . در اين عصر عنصر زمان فشرده شده است و زمان معيار اندازه گيري کار نيست بلکه خلاقيت نوآوري و انديشه است که درجه رشد اقتصادي فرد يا سازمان را مشخص مي کند. کار آفريني رابطه مستقيم باخلاقيت دارد . هرچه دانش بيشتر و اطلاعات در دسترس تر باشد مسير ايجاد اشتغال و کار آفريني هموارتر ميشود .روش برقراري ارتباط با بازار نيز تحت تاثير صنعت IT است . به عنوان مثال پول الکترونيکي و پرداخت الکترونيکي يکي از ابزارهاي ارتباط سريع با بازار و توسعه اقتصادي است.
 
2. تحليل شما از وضعيت موجود چيست و نقش دولت را چگونه مي بينيد؟
 
من وضعيت موجود را مناسب نمي دانم چرا که در مجموع سرمايه گذاري در بخش ITکاهش يافته و ما در حال حاضر با بي برنامگي مواجه هستيم. طرح تکفا که در دولت قبل براي توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات پياده سازي شده بود تابحال مسکوت مانده و عملا ً خروجي نداشته است در دولت قبل علاوه بر طرح تکفا 300ميليارد تومان هم بصورت رديف مستقلي براي توسعه زير ساخت در نظر گرفته شده بود . با توجه به ماهيت برنامه چهارم که IT محور است ،عدم توجه به IT کشور رابا بحران مواجه خواهد کرد .در حوزه IT با بحران مديريت هم مواجه هستيم بنظر ميرسد که دانش و تجربيات مديران قبلي به مديران دولت جديد انتقال نيافته است و اين يعني هدر رفتن زمان و پول در صنعت IT وهمين باعث بي برنامگي و در نتيجه ور شکست شدن شرکت هاي IT در دو سال اخير گرديده است.عدم وجود بازار مناسب براي شرکتهاي توليد کننده فناوري اطلاعات بخصوص شرکتهاي  نرم افزاري موجب شده که اين شرکتها جهت گذران امور مجبور به اخذ وام هاي غير منطقي شوند و از طرفي چون اين شرکت ها ميخواهند به هر قيمتي شده پروژه اي را در اختيار داشته باشند،بدون محاسبه منطقي مبادرت به پيشنهاد قيمتهاي غير معمول و پايين تر از عرف بازار مي کنند همين پديده باعث بوجود آمدن عارضه قيمت شکني يا dumping ميشود که باعث پيچيده تر شدن و خراب تر شدن بازار فناوري اطلاعات گرديده است .
خوشبختانه اخيرا ً طرح تکفا 2 توسط ديبرخانه شوراي عالي اطلاع رساني در حال پيگيري است .خبرهاي مثبت ديگر مبني بر پيگيري دولت الکترونيک بگوش ميرسد و اين مايه خوشحالي است چرا که طبق گزارش سازمان ملل متحد در سال 2005 شاخص آمادگي دولت الکترونيک 98بودو متاسفانه اين رتبه در سال 2008 به 108تنزل پيدا کرده است .جاي خوشحالي است که مجموعه شوراي عالي اطلاع رساني به بهبود اين وضعيت همت گمارده است . اميد واريم شاهد بهتر شدن رتبه ايران از نظر آمادگي الکترونيک باشيم.
 
3.     نظرتان در رابطه با فرار مغز ها چيست و چه راهي براي جلوگيري از اين وجود دارد؟
 
پديده فرار مغزها محدود به ايران نيست و اين پديده به نظر من امري طبيعي است که اتفاق ميافتد. خيلي طبيعي است که افراد بدنبال شرايط بهتر هستند. شرايط بهتر فاکتورهاي دارد که بايد مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد. فاکتور هايي مثل اشتغال، در آمد بيشتر و رفاه بيشتر،امنيت شغلي و اجتماعي ،امکان تحصيلات و کسب مدارج عالي تر،ثبات و قابل پيش بيني بودن وضعيت اقتصادي، امنيت سرمايه گذاري که منجر به ايجاد اشتغال بيشتر مي شود. براي نسل جديد فاکتور هايي مثل آزادي بيان، عقيده و... از اهميت بالايي برخوردار است از طرفي جهاني شدن باعث شده که مرزهاي برخي حوزه هااز بين برود واين باعث مهاجرت سريع تر مغزها خواهد شد. طبيعي است هرگاه شرايط در داخل کشوربهتر شود مغزها به کشور باز خواهند گشت.

1387/1/2

         
 
 

  مصاحبه خبرگزاری ایسنا پیرامون آموزش الکترونیکی

 

موتور حركت ICT در كشور، بسيار كند عمل مي‌كند .توجه دولت به فن‌آوري اطلاعات مانع خسارات جبران‌ناپذير مي‌شود

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: جامعه اطلاعاتي -فناوري اطلاعات
 لینک مصاحبه

براي نخستين بار در كشور شركت‌هاي خصوصي به صورت منفرد و بدون حمايت مالي شروع به تهيه‌ي نرم‌افزار فارسي در حوزه‌ي‌ آموزش الكترونيكي كردند اما با مشكلات فراوان مالي مواجه شدند همچنين در دولت فعلي توجه كمتري به ICT شده كه ضررهاي ناشي از اين بي‌توجهي غير قابل جبران است. ادامه

 

1386/12/2

         
 
 

 پس از عاشورا

...ناگهان جرقه‌اي در ظلمت، انفجاري در سكوت!

سيماي تابناك «شهيدي كه زنده بر خاك قدم برمي‌دارد»،

از اعماق سياهي‌ها، از انبوه تباهي‌ها!

چهرهء روشن و نيرومند يك «اميد»، در شب ظلماني «يأس»!


باز از خانهء خاموش و غمزدهء فاطمه

 - اين خانهء كوچكي كه از همهء تاريخ بزرگتر است-

 مردي بيرون آمد:

خشمگين ومصمم، و در هيأتي كه گويي بر سر همه قصرهاي قساوت و پايگاههاي قدرت، آهنگ يورش دارد،

و گويي قلهء كوهي است كه آتشفشاني بيتاب را در خود به بند كشيده است و يا تندبادي است كه خداوند بر اين قوم عاد فرستاده است و اكنون وزيدن آغاز مي‌كند!


مردي از خانهء فاطمه بيرون آمده‌است!

مدينه را مي‌نگرد و مسجد پيامبر را! و مكه ابراهيم را، و كعبه به بند نمرود كشيده را، و اسلام را، و پيام محمد(ص) را، و كاخ سبز دمشق را و در بند كشيدگان را و ...


مردي از خانهء فاطمه بيرون آمده‌است!

بار سنگين همهء اين مسئوليت‌ها بر دوش او سنگيني مي‌كند. او وارث رنج بزرگ انسان است، تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهيم و ... تنها وارث محمد! و ...


مردي تنها!


اما، نه! دوشادوش او،

زني نيز از خانهء فاطمه بيرون آمده‌است،

گام به گام او؛

نيمي از بار سنگين رسالت برادر را او بر دوش گرفته‌است!


مردي از خانهء فاطمه بيرون آمده‌است،

تنها و بي‌كس، با دستهاي خالي،

يك تنه بر روزگار وحشت و ظلمت و آهن يورش برده‌است.

جز «مرگ» سلاحي ندارد!

اما او، فرزند خانواده‌اي است كه «هنر خوب مردن» را، در مكتب «حيات»، خوب آميخته‌است.

...آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است...و ما ؟؟؟؟

                                                                                  

1386/10/30

         
 
 

 مصاحبه با باران

 باران : http://baran.org.ir/?sn=news&pt=full&id=615

مصاحبه با مهندس حجت الله مديريان عضو هيات علمي ايران در اجلاس wsis

۱۹ مهر ۱۳۸۶
از شوراي عالي اطلاع رساني و وزارت محترم ICT خواهش کنم بحث wsis را جدي تر بگيرند و اين امکان را فراهم کنند تا بخش خصوصي و جامعه مدني در اين اجلاس فعال تر باشند . در دوران آقاي خاتمي توجه ويژه اي به wsis مي شد ولي در دوران جديد عنايت عزيزان نسبت به اين اجلاس کم شده است، هدف همه ما تقويت و حضور هر چه بيشتر ايران در فعاليت هاي بين المللي و اثر گذاري هر چه بيشتر بر تصميم گيري هاست. انتقادها نبايد منجر به حذف ايران از روند تصميم گيري ها شود. در ضمن امکانات زيادي براي ايجاد شغل در حوزه IT از طريق ITUD وجود دارد که لازمه آن شناخت و حضور است...

ادامه

1386/7/20

         
 
 

 سخنرانی در محل انجمن های علمی کشور

به گزارش خبرگزاري ايرنا جلسه انجمن جامعه اطلاعاتي ايران در محل انجمن هاي علمي کشور تشکيل و مهندس حجت اله مديريان در مورد خلا صه گزارش نشست هاي مجموعه وقايع مربوط به wsis 14لي 25 ماه مه -2007 سوئيس ژنو به سخنراني پرداختند.
در اين سخنراني مطالب زير ارائه گرديد:
تاريخچه :
اجلاس جهاني درمورد جامعه‌ي اطلاعات ( WSIS) در دو مرحله برگزار شد، يكي در ژنو در سال 2003 و ديگري در تونس در سال 2005. اجلاس ژنو دو سند را تهيه كرد: بيانيه اصول ژنو ( ITU, 2003) و ديگري برنامه‌ي عمل ژنو ( ITU, 2003). اجلاس تونس نيز دو سند را ارائه داد: پيمان تونس ( ITU, 2005) و دستورالعمل تونس براي جامعه‌ي اطلاعات ( ITU, 2005).
اين اسناد منابع كليدي هستد براي ادامه‌ي كار و اجراي دستاوردهاي اجلاس.
دستورالعمل تونس براي جامعه‌ي اطلاعاتٌ دولتها، سازمانهاي بين‌الملي، بخش خصوصي و جامعه‌ي مدني را موظف به ساخت يك جامعه‌ي اطلاعات مردم مدار، فراگير، توسعه محور و غيرتبعيض‌آميز مي‌كند...
ادامه‌ي اجلاس
از شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل ( ECOSOC) خواسته شد تا در قالب يك برنامه‌ي نظام‌مند و گسترده، ادامه‌ي اجلاس ژنو و تونس و دستاوردهاي آن را مورد بررسي و نظارت قرار دهد. از همين رو، اين شورا در جلسه‌ي مهم خود در سال 2006، سرپرستي، دستور كار و تركيب اعضاي كميسيون علم و تكنولوژي براي توسعه( CSTD) را مورد بازبيني و بررسي قرار داد؛ كه اين خود شامل توجه به تحكيم و تقويت كميسيون و نيز توجه به رويكرد سهامداري چندجانبه بود.
اجراي WSIS
قطعنامه‌ي تونس از نهادهاي وابسته به سازمان ملل و ديگر سازمانهاي ميان دولتي خواست تا در راستاي قطعنامه‌ي شوراي عمومي سازمان ملل ( 57/270/b) عمل كنند تا موجب تسهيل فعاليتِ ميان سهامداران مختلف و از آن جمله جامعه‌ي مدني و بخش خصوصي، و نيز ياري رساندن به دولتهاي ملي در به اجرا در آوردن تلاشهايشان شود ( سازمان ملل، 2003). اين دستورالعمل همچنين از دبير كل خواست تا در رايزني‌هايش با هيئت رئيسه‌ي اجرايي براي هماهنگي و يا ( هيات اجرائي كل سازمان ملل) (CEB)، هيئتي وابسته به سازمان ملل را درمورد جامعه‌ي اطلاعات ( UNGIS) در درون CEB تشكيل دهد، هيئتي شامل نهادها و موسسات وابسته به سازمان ملل كه هدف از آنها تسهيل در به اجراگذاردن دستاوردهاي اجلاس باشد. پيشنهاد شد كه در انتخاب نهادها و سازمانهاي اصلي لازم است كه تجربه و فعاليت سارمانهايي چون اتحاديه‌ي مخابرات بين‌المللي ( ITU)، برنامه‌ توسعه‌ي سازمان ملل و يونسكو كه در فرايند اجلاس نقش آفرين بودند، لحاظ شود.
ادامه‌ي كار اجلاس و فعاليتهاي اجرايي در سال 2006
اجراي راهكارهاي عملي
نشست مشورتي ميان تسهيل‌گران و ميانجيان راهكارهاي عملي اجلاس در 24 فوريه 2006 در ژنو برگزار شد. اين نشست به همت ITU، برنامه‌ي توسعه‌ي سازمان ملل و يونسكو و در قالب نقش تسهيل كننده و محوري اين نهادها در اجراي طرح سهامداري چندجانبه مبتني بر برنامه‌اي براي عمل اجلاس سازماندهي شد.
برخي ديگر از نهادهاي وابسته به سازمان ملل و ديگر سازمانها و موسسات‏، خدمات خود را در جهت تسهيل مضمامين و راهكارهاي خاص عملي ارائه دادند، و يا قصد خود را در انجام آن ابراز داشتند. به علاوه، اين نكته مورد موافقت قرار گرفت كه هر راهكار عملي بايد براي خود هيئت رئيسه‌اي داشته باشد. همچنين اين نكته مورد توافق قرار گرفت كه اگر قرار باشد تا فعاليتها تحت يك راهكار عملي معين انجام شود و موجبات برقراري ارتباط ميان تسهيل‌گران و مشاركت‌كنندگان فراهم شود، ضروري است تا يك نهاد موقتا به‌منزله‌ي هسته‌ي مركزي انتخاب شود تا بتواند به يك موضوع و يك راهكار خاص عملي بپردازد.
تعدادي از سازمانها در مورد پيش‌نويسهاي مشورتي براي تسهيل‌گران هر راهكار عملي، و براي نهادهاي اصلي تسهيل‌گر(ITU ،يونسكو و برنامه‌ي‌ توسعه‌ي سازمان ملل) نظرات و جرح‌وتعديل‌هايي را پيشنهاد كردند. تغييرات اصلي عبارت بود از: تضمين اجراي فرايند سهامداري چندجانبه به‌منزله‌ي فرايندي از پايين به بالا، و نيز بهره‌گيري تمام‌عيار از تكنولوژي آنلاين به منظور تضمين حداكثر فراگيري.
اين نكته مورد توافق قرار گرفت كه هر كجا كه امكان‌پذير باشد جلسات مربوط به اجلاس تشكيل شود، تا بدين ترتيب بيشترين بهره از امكانات موجود برده شود و شرايط براي كسانيكه بايد سفر كنند مهياتر شود.
كميسيون علوم و تكنولوژي براي توسعه ( CSTD)
اين كميسيون در نهمين جلسه‌ي خود كه در ژنو و بين 15 تا 19 مي 2006 برگزار شد، ميز گردي متشكل از سهامداران چندجانبه را درمورد نقش كميسيون در ادامه‌ي كار سيستم گسترده‌ي سازمان ملل كه تا دستاوردهاي اجلاس بسط مي‌يابد، برگزار كرد.
كميسيون موافقت كرد كه دستورالعمل اصلي مطالعه و چرخه‌ي سياست‌گذاريها بين 2006 تا 2008 بايد حول “تشويق به ساخت جامعه‌ي اطلاعات مردم مدار، توسعه محور و فراگير باشد، آن هم با گرايش به افزايش فرصتهاي ديجيتالي براي همگان” ، كه در اين ميان به ابعاد توسعه‌ي ICTها كه از آن جمله است بررسي خطرات يا منافع حذف “فاصله‌ي ديجيتالي”‌، توجه خواهد شد.
در 16 مي 2006 نشستي مشترك ميان شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل ( ECOSOC) و كميسيون برگزار شد. در همان روز رئيس شورا گزارشي را به دفاتر خود در مورد دستاورد رايزني باز و منعطف شورا پيرامون نقش كميسيون در ادامه‌ي كار اجلاس ارائه داد.
فروم زمامداري اينترنت ( IGF)
هدف از فروم زمامداري اينترنت فراهم كردن فضايي است براي گفتگويي مبتني بر سياستِ سهامداري چندجانبه در مورد زمامداري اينترنت. فرمان فروم با توجه به بند 72 دستورالعمل تونس عبارت است از:
+ بحث پيرامون مباحث همگاني و سياست‌گذارانه‌ي مربوط به عناصر كليدي زمامداري اينترنت كه موجب افزايش دوام، توانايي، امنيت، ثبات و توسعه‌ي اينترنت مي‌شود.
طرح و ابتكار ايجاد اين صندوق از سوي رئيس جمهور سنگال عبدالله ويد و طي نخستين مرحله از اجلاس جهاني در مورد جامعه‌ي اطلاعات (ژنو2003) ارائه گرديد، و سرانجام در مرحله‌ي دوم اجلاس ( تونس 2005) در قالب يك صندوق داوطلبانه به رسميت شناخته شد.
مجموعه وقايع مربوط به wsis 14لي 25 ماه مه -2007 سوئيس ژنو
ادامه اجلاس در ماه مه سال007 2 تحت عنوان مجموعه وقايع مربوط به wsis تشکيل شد و مباحث زير مورد بررسي قرار گرفت:
C5 . ايجاد اطمينان و امنيت در استفاده از ICTها
در نشست روز 16 مه مباحثي پيرامون :
C2 . زيرساختهاي اطلاعات و ارتباطات
C4 .توانايي بخشي
C6 . ايجاد محيطي اجرايي
اثرات ICT در ايجاد اشتغال و نابودي فقر در آفريقا
دولت الکترونيک و محيط زيست
کمک کردن ICT به تحقق اهداف هزاره
اقتصاد دانش محور و ICTبراي توسعه در کشورهاي آسيا و اقيانوسيه
C1 . نقش مقامات حكومتي و تمامي سهامداران در ترويج و ارتقا ICTها براي توسعه
C7 . كاربردهاي ICT :
+ زمامداري الكترونيك
+ تجارت الكترونيك
+ اشتغال الكترونيك
C11 . همكاري بين‌الملي و منطقه‌اي
C8 . تنوع و هويت فرهنگي، تنوع زباني و مطالب و محتواي بومي
C9 .رسانه‌ها
تسهيلگري در کليه خط عمل ها
C10 . ابعاد اخلاقي جامعه‌ي اطلاعات

متن کامل گزارش در سايتشرکت آريانوس درج شده است.

1386/5/18

         
 
 

 Cluster of WSIS-related events, 14-25 May 2007, Geneva, Switzerland

گزارش اجلاس ژنو

Commission on Science and Technology for Development, tenth session
Date:21–25 May 2007

1386/3/7

         
 
 

 INVITATION TO THE CONFERENCE

Civil Society and Non-Governmental Organizations occupy a significant place in the agenda of countries, including mainly the USA and the EU members. They have missions of forming a public interest in almost every field of life, such as addressing to fallacies, establishing influence on the decision-makers, bringing problems to the fore, and finally solving social and institutional problems. In this context, NGOs are the third dynamic of development and civilization besides government and private sector.
As poverty recently having social, political and cultural dimensions in addition to its already economic side worldwide, it has increasingly been among the top issues in the global agenda. Overcoming such an issue or making an effort on this issue is not possible by restricted resources of governments, private sector or the NGOs single-handedly. In this regard, the IIIrd International NGOs Conference with the main theme “NGOs-Private Sector-Government Interaction” has provided one of the most important contributions in establishing consciousness and responsibility through common mind-common initiation understanding. The results of this conference have proved that NGOs contribute significantly to the fight against poverty and keeping it on the global agenda.
While preparing for the IVth International NGOs Conference, Biga Faculty of Economics and Administrative Sciences of the Çanakkale Onsekiz Mart University, which has adopted a special mission on NGOs, would like to show its awareness on global matters. Contributions of academics at national and international levels, civil society and NGOs representatives, and private sector and government managers, are expected to this year’s conference with the main theme “Global Poverty” and various other sub-headings. In this regard, we hope you could honor us with your presence in our conference on October 19-21, 2007, in Çanakkale.



Prof. Dr. Ali AKDEMIR
Rector
Çanakkale Onsekiz Mart University

http://biibf.comu.edu.tr/stk2007/ehome.htm

1386/1/16

         
 
 

 نوروز

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز يك جشن ملي است،‌جشن ملي را همه مي‌شناسند كه چيست، نوروز هر ساله برپا مي‌شود و هر ساله از آن سخن مي‌رود. بسيار گفته‌اند و بسيار شنيده‌ايد؛ پس به تكرار نيازي نيست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مكرر نمي‌كنيد؟ پس سخن از نوروز را نيز مكرر بشنويد. در علم و ادب تكرار ملال‌آور است و بيهوده؛ "عقل" تكرار را نمي‌پسندد؛ اما "احساس" تكرار را دوست دارد، طبيعت تكرار را دوست دارد، جامعه به تكرار نيازمند است، طبيعت را از تكرار ساخته‌اند؛ جامعه با تكرار نيرومند مي‌شود، احساس با تكرار جان مي‌گيرد و نوروز داستان زيبايي است كه در آن، طبيعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندركارند. هستي مديريان - نوروز 1386
نوروز كه قرن‌هاي دراز است بر همة جشن‌هاي جهان فخر مي‌فروشد، از آن رو "هست" كه يك قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست، جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب، و جوشِ شكفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هيجانِ هر "آغاز".
جشن‌هاي ديگران، غالباً انسان‌ها را از كارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، كوچه و بازار، باغ‌ها و كشتزارها، در ميان اطاق‌ها و زير سقف‌ها و پشت درهاي بسته جمع مي‌كند: كافه‌ها، كاباره‌ها، زيرزميني‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها ... در فضايي گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زيبا از رنگ و آراسته از گل‌هاي كاغذي، مقوايي، مومي، بوي كندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را مي‌گيرد و از زير سقف‌ها، درهاي بسته، فضاهاي خفه، لاي ديوارهاي بلند و نزديك شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بيكرانة طبيعت مي‌كشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هيجانِ آفرينش و آفريدن، زيبا از هنرمندي باد و باران، آراسته با شكوفه، جوانه، سبزه و معطر از:
"بوي باران، بوي پونه، بوي خاك،
شاخه‌هاي شسته، باران خورده، پاك" ...
نوروز تجديد خاطرة بزرگي است: خاطرة خويشاوندي انسان با طبيعت. هر سال، اين فرزند فراموشكار كه،‌ سرگرم كارهاي مصنوعي و ساخته‌هاي پيچيدة خود، مادر خويش را از ياد مي‌برد، با يادآوري‌هاي وسوسه‌آميز نوروز، به دامن وي باز مي‌گردد و با او، اين بازگشت و تجديد ديدار را جشن مي‌گير: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمي‌يابد و مادر،‌ در كنار فرزند، چهره‌اش از شادي مي‌شكفد، اشك شوق مي‌بارد، فريادهاي شادي مي‌كشد؛ جوان مي‌شود، حيات دوباره مي‌گيرد. با ديدار يوسفش بينا و بيدار مي‌شود.
تمدن مصنوعي ما هر چه پيچيده‌تر و سنگين‌تر مي‌گردد، نياز به بازگشت و بازشناخت طبيعت را در انسان حياتي‌تر مي‌كند و بدينگونه است كه نوروز، برخلاف سنت‌ها كه پير مي‌شوند و فرسوده و گاه بيهوده، رو به توانايي مي‌رود و در هر حال، آينده‌اي جوان‌تر و درخشان‌تر دارد، چه، نوروز راه سومي است كه جنگ ديرينه‌اي را كه از روزگار لائوتزو و كنفسيوس تا زمان روسو و ولتر درگير است به آشتي مي‌كشاند.
نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست، نياز ضروري جامعه، خوراك حياتي يك ملت نيز هست. دنيايي كه بر تغيير و تحول، گسيختن و زايل شدن، درهم ريختن و از دست رفتن بنا شده است، جايي كه در آن، آنچه ثابت است و همواره لايتغير و هميشه پايدار،‌ تنها تغيير است و ناپايداري؛ چه چيز مي‌تواند ملتي را، جامعه‌اي را، در برابر عرابة بي‌رحم زمان – كه بر همه چيز مي‌گذرد و له مي‌كند و مي‌رود، هر پايه‌اي را مي‌شكند و شيرازه‌اي را ميگسلد- از زوال مصون دارد؟
هيچ ملتي با يك نسل و دو نسل شكل نمي‌گيرد؛ ملت، مجموعة پيوستة نسل‌هاي متوالي بسيار است، اما زمان، اين تيغ بي‌رحم، پيوند نسل‌ها را قطع مي‌كند؛ ميان ما و گذشتگانمان- آنها كه روح جامعة‌ ما و ملت ما را ساخته‌اند- درة هولناك تاريخ حفر شده است؛ قرن‌هاي تهي ما را از آنان جدا ساخته‌اند؛ تنها سنت‌ها هستند كه پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از اين درة هولناك گذر مي‌دهند و با گذشتگانمان و با گذشته‌هايمان آشنا مي‌سازند. در چهرة مقدس اين سنت‌ها است كه ما حضور آنان را در زمان خويش، كنار خويش و در "خودِ خويش"، احساس مي‌كنيم؛ حضور خود را در ميان آنان مي‌بينيم و جشن نوروز يكي از استوارترين و زيباترين سنت‌ها است.
در آن هنگام كه مراسم نوروز را به پا مي‌داريم، گويي خود را در همة‌ نوروزهايي كه هر ساله در اين سرزمين برپا مي‌كرده‌اند، حاضر مي‌يابيم و در اين حال، صحنه‌هاي تاريك و روشن و صفحات سياه و سفيد تاريخ ملت كهن ما در برابر ديدگانمان ورق مي‌خورد، رژه مي‌رود. ايمان به اينكه نوروز را ملت ما هر ساله در اين سرزمين بر پا مي‌داشته است، اين انديشه‌هاي پرهيجان را در مغزمان بيدار مي‌كند كه: آري، هر ساله! حتي همان سالي كه اسكندر چهرة اين خاك را به خون ملت ما رنگين كرده بود، در كنار شعله‌هاي مهيبي كه از تخت جمشيد زبانه مي‌كشيد، همانجا، همان وقت، مردم مصيبت‌زدة ما نوروز را جدي‌تر و با ايمان بيشتري برپا مي‌كردند؛ آري، هر ساله! حتي همان سال كه سربازان قتيبه بر كنارة جيحون سرخ رنگ،‌ خيمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پياپي قتل عام مي‌كرد، در آرامش غمگين شهرهاي مجروح و در كنار آتشكده‌هاي سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن مي‌گرفتند.
تاريخ از مردي در سيستان خبر مي‌دهد كه در آن هنگام كه عرب سراسر اين سرزمين را در زير شمشير خليفة جاهلي آرام كرده بود، از قتل عام شهرها و ويراني خانه‌ها و آوارگي سپاهيان مي‌گفت و مردم را مي‌گرياند و سپس، چنگ خويش را برمي‌گرفت و مي‌گفت: "اباتيمار، اندكي شادي بايد"! نوروز در اين سال‌ها و در همة سال‌هاي همانندش، شادي‌يي اينچنين بوده است، عياشي و "بي‌خودي" نبوده است،‌ اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن اين ملت بوده و نشانة پيوند با گذشته‌اي كه زمان و حوادث ويران‌كنندة زمان همواره در گسستن آن مي‌كوشيده‌ است.
نوروز همه وقت عزيز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شيعيان مسلمان، همه نوروز را عزيز شمرده‌اند و با زبان خويش، از آن سخن گفته‌اند. حتي فيلسوفان و دانشمندان كه گفته‌اند: "نوروز روز نخستين آفرينش است كه اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در اين كار بود و ششمين روز، خلقت جهان پايان گرفت و از اين رو است كه نخستين روز فروردين را هورمزد نام داده‌اند و ششمين روز را مقدس شمرده‌اند".
چه افسانة زيبايي؛ زيباتر از واقعيت! راستي مگر هر كس احساس نمي‌كند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روز آفرينش است. اگر روزي خدا جهان را آغاز كرده است، مسلماً آن روز، اين نوروز بوده است. مسلما بهار نخستين فصل و فروردين نخستين ماه و نوروز نخستين روز آفرينش است. هرگز خدا جهان را و طبيعت را با پاييز يا زمستان يا تابستان آغاز نكرده است. مسلما اولين روز بهار، سبزه‌ها روييدن آغاز كرده‌اند و رودها رفتن و شكوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شكفتن، يعني نوروز.
بي‌شك، روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روز سر زده است و نخستين بار، آفتاب در نخستين روز نوروز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است.
اسلام كه همة رنگ‌هاي قوميت را زدود و سنت‌ها را دگرگون كرد، نوروز را جلاي بيشتري داد، شيرازه بست و آن را، با پشتوانه‌اي استوار، از خطر زوال در دوران مسلماني ايرانيان، مصون داشت. انتخاب علي به خلافت و نيز انتخاب علي به وصايت، در غدير خم، هر دو در اين هنگام بوده است و چه تصادف شگفتي! آن همه خلوص و ايمان و عشقي كه ايرانيان در اسلام به علي و حكومت علي داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز كه با جان مليت زنده بود، روح مذهب نيز گرفت؛ سنت ملي و نژادي، با ايمان مذهبي و عشق نيرومند تازه‌اي كه در دلهاي مردم اين سرزمين برپا شده بود پيوند خورد و محكم گشت، مقدس شد و، در دوران صفويه، رسما يك شعار شيعي گرديد،‌ مملو از اخلاص و ايمان و همراه با دعاها و اوراد ويژة خويش. آنچنان كه يكسال نوروز و عاشورا در يك روز افتاد و پادشاه صفوي، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!
نوروز- اين پيري كه غبار قرن‌هاي بسيار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاريخ كهن خويش، روزگاري در كنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خويش مي‌شنيده است؛ پس از آن، در كنار آتشكده‌هاي زردشتي، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش مي‌خوانده‌اند؛ از آن پس، با آيات قرآن و زبان الله از او تجليل مي‌كرده‌اند و اكنون، علاوه بر آن، با نماز و دعاي تشيع و عشق به حقيقت علي و حكومت علي، او را جان مي‌بخشند و در همة اين چهره‌هاي گوناگونش، اين پير روزگارآلود، كه در همة قرن‌ها و با همة نسل‌ها و همة اجداد ما- از اكنون تا روزگار افسانه‌اي جمشيد باستاني- زيسته است و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خويش را، همه وقت، با قدرت و عشق و وفاداري و صميميت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت نوميد و مجروح است و درآميختن روح مردم اين سرزمين بلاخيز با روح شاد و جانبخش طبيعت و، عظيم‌تر از همه، پيوند دادن نسل‌هاي متوالي اين قوم- كه بر سر چهار راه حوادث تاريخ نشسته و همواره تيغ جلادان و غارتگران و سازندگان كله منار‌ها بند بندش را از هم مي‌گسسته است و نيز پيمان‌يگانگي بستن ميان همة دل‌هاي خويشاوندي كه ديوار عبوس و بيگانة دوران‌ها در ميانه‌شان حائل مي‌گشته و درة عميق فراموشي ميانشان جدايي مي‌افكنده است.
و ما، در اين لحظه، در اين نخستين لحظات آغاز آفرينش، نخستين روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورايي نوروز را باز برمي‌افروزيم و در عمق وجدان خويش، به پايمردي خيال، از صحراهاي سياه و مرگ‌زدة قرون تهي مي‌گذريم و در همة نوروزهايي كه در زير آسمان پاك و آفتاب روشن سرزمين ما برپا مي‌شده است، با همة زنان و مرداني كه خون آنان در رگ‌هايمان مي‌دود و روح آنان در دلهايمان مي‌زند شركت مي‌كنيم و بدينگونه، "بودن خويش" را، به عنوان يك ملت، در تندباد ريشه برانداز زمان‌ها و آشوبِ گسيختن‌ها و دگرگون شدن‌ها خلود مي‌بخشيم و، در هجوم اين قرن دشمنكامي كه ما را با خود بيگانه ساخته و، "خالي از خويش"، بردة رام و طعمة زدوده از "شخصيت" اين غرب غارتگر كرده است، در اين ميعادگاهي كه همة نسل‌هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند، با آنان پيمان وفا مي‌بنديم و "امانت عشق" را از آنان به وديعه مي‌گيريم كه "هرگز نميريم" و "دوام راستين" خويش را به نام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري، ريشه در عمق فرهنگي سرشار از غني و قداست و جلال دارد و بر پاية "اصالت" خويش، در رهگذر تاريخ ايستاده است، "بر صحيفة عالم ثبت" كنيم.
*برگرفته از کتاب کوير اثر دکتر علي شريعتي

1386/1/12

         
 
 

 آوازهای 8 مارس

آوازهاي8 مارس

 

روزي دوباره با هم

بر شانه هاي خورشيد سوار مي شويم

آستين هاي محبت را بالا مي زنيم

و دست هاي عاطفه را مي فشاريم

و چادر عشق بر کمر گره مي بنديم.

 

روزي دوباره با هم

آواز

زناني را که گردان کلام پر مفهوم را

انتظار مي کشند

و بر سيماي بزرگ شان

لبخند پر شکوهي را بشارت ميدهند

مي سرائيم.

بهار

با پيراهن بلند سبزش

همراه با پرندگان

سمفوني نويني را آغاز ميکند

و بنديان

در خيزش بهار

تصوير بلوغ آزادي را

بر سينه بتون

حک مي کنند.

 

زناني که

در پيکار آغازين

با خونشان، آزادي را در انديشه پيکار

بيدار کردند

و بر شيار لب هاي سرخ زندگي پيوند زدند.

 

زنان

رهائي شان را

در شريان گلگون تجربه ها

خواهند يافت.

 

روزي دوباره با هم

آزادي زنان را

در کوچه پس کوچه هاي سرزمينم

زمزمه خواهيم کرد.

 

روزي که زنان

رهائي شان را

در شهد شيرين آزادي

تجربه خواهند کرد.

ي. صفايي

مارس 2007

1385/12/16

         
 
 

 سد سیوند را آبگیری نکنید!

بیش از سیصد نفر از نمایندگان سازمانهای غیر دولتی و انجمنهای مدافع میراث فرهنگی و محیط زیست، صبح روز چهارشنبه 25 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.

تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر آن شعارهایی در دفاع از آثار باستانی در معرض تهدید نابودی نوشته شده بود خواستار گفت و گو با نمایندگان کمیسیون فرهنگی یا کمیسیون اصل نود مجلس شدند.

ساعتی پس از این تجمع و بعد از این که کسی به نمایندگی از مجلس، در جمع تجمع کنندگان معترض حاضر نشد، یکی از تجمع کنندگان به نمایندگی از دیگران راهی مجلس شد تا خواسته های افراد و انجمنهای حامی میراث فرهنگی و باستانی را به نمایندگان ملت در مجلس به صورت کتبی تحویل دهد.

این تجمع که از ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 25 بهمن در مقابل در شمالی مجلس برگزار شده بود در ساعت 12.30با حضور نیروی انتظامی در محل و با عنوان شدن این مساله که شما مجوز برگزاری تجمع ندارید، پیش از موعد مقرر (ساعت 14) پایان یافت.

همچنین این تجمع خواسته های خود را در قالب یک بیانیه قرائت کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است :

سد سیوند را آبگیری نکنید! ما مخالف آب گیری سد سیوند هستیم.

زیرا بسته شدن مسیر کوچ عشایر، و به زیر آب رفتن یکی از مهمترین استقرارگاه های کوچ نشینان از نتایج بگیری سد سیوند خواهد بود. با آبگیری سیوند مراتع عشایر که یکی از جاذبه های گردشگری ایران به شمار می رود از بین خواهد رفت.

دومین دلیلی که در این بیانیه برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند بیان شده، این است که برپایه نظر کار شناسی دکتر پیمان یوسفی آذری مدیر کل دفتر جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها و مراتع، با آبگیری سد سیوند، حد اقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی نابود می شود.

و بالاخره دلیل سوم تجمع کنندگان در ممانعت از آبگیری سد سیوند، تنگه ای است که سد در آن احداث شده است: تنگه بلاغی یکی از کم مانند ترین محوطه های باستانی ایران و نیازمند به پژوهشهای بیشتری است. تنگه بلاغی به دلیل عبور عشایر و مسیر کاروانروی تاریخی و جاده شاهی معروفترین و کهن ترین جاده بین المللی جهان و دارای آثار بسیار ارزشمندی چون سکونت گاه های انسانهای دوره پارینه سنگی است . بقایای دهکده ها، کوره های ذوب فلز و کوره های 7 هزار و 500 ساله سفالگری و با پیشینه ای به گستره 10 هزار سال، از ارزش فراوانی برای کاوش بیشتر برخوردار است.

این بیانیه به امضای "جمعی از انجمنهای مدافع میراث فرهنگی و محیط زیست " به پایان رسیده است.

منبع

1385/12/5

         
 
 

 گفت و گو با مديرکل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی

9 آبان 1385 - بزرگراه فناوري - آقاي چالرز گيگرGeiger) Charles ) در سال 1949 در پاريس متولد شد و پس از پايان تحصيلاتش در مقطع كارشناسي ارشد حقوق بين‌الملل از دانشگاه زوريخ به‌عنوان ديپلمات ارشد كشور سوئيس در شهرهاي "برن" (Bern) و بروكسل به فعاليت خود ادامه داد تا اينكه در سال 2001 نمايندگي كشورش "سوئيس" را در مقر دبيركلي اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي بر عهده گرفت و بعد از مدت كمي به‌عنوان مديركل اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي انتخاب شد، آقاي گيگر از نوامبر 2004 به‌عنوان مديركل اجلاس جهاني سران در خصوص جامعه اطلاعاتي(WSIS) ايفاي نقش مي‌كند و كمك بسيار موثري براي دبيركل اجلاس جهاني (دبيركل ITU) به‌حساب مي‌آيد. چالرز گيگر در سال 1989 عضويت ارشد حقوقي آژانس توسعه همكاري‌هاي سوئيس(SDC) را بر عهده داشت تا اينكه در سال 1997 به‌عنوان مدير امور حقوقي نظارت و سرمايه‌گذاري SDC منصوب شد. او هم‌اكنون از كليدي‌ترين افراد اجلاس جهاني سران در خصوص جامعه اطلاعاتي است كه نقش موثري را در برنامه‌ريزي، تهيه اهداف كلان و برگزاري نشست‌هاي مقدماتي دارد. آقاي گيگر در آينده‌اي بسيار نزديك به‌عنوان مشاور علوم و تكنولوژي دبيركل UNCTAD فعاليت‌هاي جديد خود را در سازمان ملل آغاز خواهد كرد. ماه‌ها طول كشيد تا آقاي گيگر توانست با وجود مشغله فراوان كاري، براي چنين مصاحبه تفصيلي وقتي را تعيين كند، اما سرانجام اين تعيين وقت و اين مصاحبه تفصيلي انجام شد که بخش نخست آن را مي خوانيد.

(بخش نخست)

* آقاي گيگر به‌عنوان اولين سؤال، تمايل دارم نظر شما را درباره حركت‌ها و پيشرفت‌هاي جامعه اطلاعاتي از زمان برگزاري اجلاس اول (ژنو2003) تاكنون بدانم؟ آيا اين روند با همان سرعتي كه مقامات ITU و WSIS انتظار داشته همراه بود؟

زماني كه اولين نشست مقدماتي را براي اجلاس ژنو را در جولاي 2002 برگزار كرديم، آمار يك ميلياردي صاحبان تلفن‌همراه در سراسر جهان را مورد تحسين قرار داديم و همين آمار موجب خوشحالي و اميدواري ما در آن تاريخ بود، اما زماني كه اجلاس جهاني دوم را در تونس به پايان رسانديم از آمار دو ميلياردي كاربران تلفن‌همراه در سراسر جهان خوشحال بوديم؛ بايد يادآوري كنم كه در طول آن سه سال، آمار كاربران جهاني شبكه نيز دو برابر شد؛ اين رقم يعني 25 ميليون كاربر در هر ماه در سراسر جهان براي تلفن‌همراه. شايد گفتن اين مطلب كه جامعه اطلاعاتي علت اصلي اين رشد چشمگير در استفاده از فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي بود كمي غلو باشد، اما نكته دقيقا همين‌جاست كه WSIS در طول اين مدت ملازم و همراه اين رشد فزاينده بوده است.

ما در دنيايي از تحولات سيال و گسترده فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي كه گستره جهاني دارد زندگي مي‌كنيم كه هر لحظه سياست‌ها و چالش‌هاي رگلاتوري جديدي را به ما تحميل مي‌كند كه همين بخش نيز در قلب و مركز بحث‌هاي اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي قرار داشت.

WSISبه ما كمك خواهد كرد تا خودمان را براي يك ميليارد كاربر ديگر فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آماده كنيم كه در جهان در حال توسعه آينده اكثريت غالب خواهند بود. اين را هم بدانيد كه WSISدستيابي نصفي از جمعيت جهان به فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي تا سال 2015 را به‌عنوان يكي از اهداف مهم خود قرار داده است و آن چيزي كه مسلم است، اين است كه همه ما بايد اين اهداف بلندپروازانه را محكم بچسبيم.

اما بايد اين مطلب را نيز به ذهن بسپاريم كه وسايل ارتباطي مختلف در نقاط مختلف دنيا با سرعت متفاوتي رشد مي‌كنند؛ زماني كه كاربران تلفن‌همراه با سرعت سرسام‌آوري رشد مي‌كنند در كشورهاي در حال توسعه در شمال و شرق آسيا و آفريقا اينترنت با همان سرعت رشد نمي‌كند، اين عدم رشد علت‌هاي متفاوتي مانند نداشتن پهناي باند مناسب، قيمت بالاي ارتباطات اينترنتي و ساير موارد دارد، اما از طرف ديگر اين عدم رشد را در مقابل اهميت اينترنت در توسعه كشورها قرار دهيد و آن‌ها را با يكديگر مقايسه كنيد، اما اين همه چيز نيست، در اين رشد و عدم رشد محيط نيز بسيار مهم است. در كشورهاي در حال توسعه تلفن‌همراه به ابزار بسيار مهمي براي خانواده‌ها براي تماس‌هاي ضروري و خبردار شدن از يكديگر تبديل شده است و اين استفاده از تلفن‌همراه را بالا برده است، در حالي كه در مورد اينترنت چنين نيازي احساس نمي‌شود؛ يا شما فرض كنيد در يك روستاي دوردست زندگي مي‌كنيد، در چنين محيطي تلفن‌همراه براي شما كاراتر از اينترنت خواهد بود. پس فقط قيمت اينترنت و يا پهناي باند مشكل اساسي نيست، بلكه ساختار استفاده از تلفن‌همراه و اينترنت در تعيين حد آمار استفاده از آن‌ها بسيار موثر است. اما در آينده نزديك اينترنت براي ارتباطات راه دور، ارتباط بين‌المللي VOIP))، بهداشت، آموزش علوم، تكنولوژي و بسياري ديگر ابزار بسيار مهمي به شمار خواهد آمد.

* پس از اجلاس ژنو، پس از سه سال كار مداوم روي جامعه اطلاعاتي و جامعه دانش‌محور در كارگروه‌هاي مختلف شاهد برگزاري اجلاس دوم در تونس بوديم. آيا فكر مي‌كنيد كشورهاي مختلف به اهداف از پيش‌تعيين ‌شده خود در اين اجلاس رسيدند، منظورم اهداف و برنامه‌هايي است كه در خصوص جامعه اطلاعاتي در نظر گرفته بودند؟

برنامه كلان اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي يك سري الزامات را براي دستيابي تعيين كرده است و سررسيد آن را سال 2015 قرار داده است. در هر حال كارهايي كه در اجلاس WSIS شروع شد 10 سال با سررسيد اهداف تعيين‌ شده فاصله دارد. در اين مدت 10 ساله نيز اتفاقات زيادي در اين مسير خواهد افتاد، اما اگر بخواهيم بيشتر توضيح دهم، بايد بگويم WSIS نوعي برنامه كاري براي تمامي سهامدارانش تنظيم كرده است كه در ساختن جامعه اطلاعاتي بسيار موثر خواهد بود، اين برنامه كاري مدت‌زمان زيادي را طلب مي‌كند تا اينكه به برنامه‌اي كامل تبديل شود و هم‌اكنون براي قضاوت در اين باره كه آيا كشورها به اهداف خود دست يافته‌اند بسيار زود است.

اميد مي‌رود كه همكاري و مشاركت كشورهاي سهامدار WSIS در آينده نيز به قوت همين سال‌ها ادامه يابد.

* در مورد مقامات و مسؤولان ITU و WSISچطور؟ آيا آن‌ها از نتيجه به‌دست آمده رضايت دارند؟

فكر مي‌كنم همه مسؤولان ITU و WSIS از نتايج به‌دست آمده خوشحال هستند. در تمام عمر 140 ساله ITU (اين نهاد در سال 1865 تاسيس شد) اين اولين باري بود كه اين نهاد يك اجلاس

بين‌المللي را سازمان‌دهي و رهبري مي‌كرد و حضور 19 هزار نفر در اجلاس تونس نيز نقطه قوتي در تاريخ ITU به حساب مي‌آيد.

* آقاي گيگر لطفا به ما بگوييد كه نتايج اجلاس دوم را كه در تونس برگزار شد، در حالت كلي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بله، در اين خصوص مي‌توانيم بگوييم كه نتايج به‌دست آمده در اجلاس دوم و حتي در مقياس كلي‌تر (يعني اجلاس ژنو و تونس) بسيار بيشتر از حد انتظار بوده است. دولت‌ها توانستند به توافقي همه‌جانبه در خصوص مكانيزم مالي و طرح عملي در خصوص بحث‌ها و صحبت‌هاي آينده درباره حاكميت اينترنت دست يابند. دقت كنيد كه اين امر در جايگاه خود بسيار مهم و قابل توجه است كه در نتيجه آن دولت‌ها خواهند توانست به‌ راه حلي اساسي درباره حاكميت اينترنت و مكانيزم مالي دست يابند. پس به جرات مي‌توانم بگويم كه نتايج اجلاس دوم جهاني سران در خصوص جامعه اطلاعاتي كه در تونس برگزار شد، بسيار خوب و ارزنده بوده است.

* فقط در خصوص نتايج بحث‌هاي آزادي بيان و مطبوعات در جامعه اطلاعاتي چطور؟آيا نتيجه قابل توجهي در اين خصوص به‌دست آمد؟

در اجلاس تونس در اين زمينه رشد قابل توجهي نداشتيم، دقيقا بر خلاف اجلاس ژنو كه بحث‌هاي خوبي در مورد سؤال شما داشتيم، در اجلاس تونس اتفاق خاصي در اين زمينه نيفتاد و علت آن هم كاملا منطقي است، چراكه اجلاس تونس فقط روي دو موضوع اصلي كه از اجلاس ژنو ناتمام و بي‌نتيجه ماند، متمركز شده بود كه آن دو بحث هم حاكميت اينترنت و مكانيزم مالي بود، همچنين در اين اجلاس بحث‌ها و توافق‌هاي كشورها که در نشست مقدماتي اول (Prepcom1) انجام شده بود، پي‌گيري شد و حتي فرصتي براي بعضي از بحث‌هاي ناتمام كشورها در اجلاس ژنو نرسيد و در اين ميان نيز فرصتي براي بحث‌هاي ديپلماتيك آزادي اطلاعات، آزادي بيان و مطبوعات باقي نماند.

* اجازه بدهيد سؤالي تخصصي بپرسم، به‌نظر شما نمادها و سمبل‌هاي تحقق جامعه اطلاعاتي چيست؟ شما جامعه اطلاعاتي را چگونه تعريف مي‌كنيد؟

در پاسخ من هم از شما مي‌خواهم تا اجازه دهيد به‌جاي جامعه اطلاعاتي از عصر اطلاعاتي (Information age) صحبت كنيم.

من اين كلمه را بيشتر از جامعه اطلاعاتي براي مفاهيم مورد نظرمان كه در مورد آن استفاده مي‌كنيم مي‌پسندم. جامعه‌اي كه در آن هر كس بتواند به بهترين و ناب‌ترين اطلاعات موجود در سراسر جهان دسترسي نامحدود داشته باشد. مانند كساني كه از كتابخانه الكساندريا (Alexandria) استفاده مي‌كنند. اگر شما وارد اين كتابخانه شويد و هر كتابي از هر خواننده‌اي از سراسر جهان بخواهيد، به‌راحتي در اختيار شما قرار مي‌گيرد. عصر اطلاعاتي نيز چنين عصري است. در عصر اطلاعاتي هر انساني كه روي كره خاكي زندگي مي‌كند، حق مطالعه، حق پيشرفت، حق دريافتن اينكه در كجا و در چه موقعيتي زندگي مي‌كند، حق قضاوت و تصميم‌گيري در مورد زندگي شخصي‌اش و حق دسترسي نامحدود و آزاد به اطلاعات را دارد و من در اين حوزه نظريات آقاي مانوئل كستلز(Manuel Castels) درباره جامعه شبكه‌اي را بسيار مي‌پسندم و به آن‌ها علاقه دارم مانند مباحثي كه ايشان در خصوص Selfو Net دارند.

من به تمامي مخاطبان هفته‌نامه شما توصيه مي‌كنم كه اگر به مباحث جامعه اطلاعاتي علاقه‌مند هستند، نگاهي به گزارش سال 2006 جامعه اطلاعاتي كه در لينك: http://www.itu.int/osg/spu/publications/worldinformationsocity/2006 كه به‌صورت رايگان فابل دانلود است بيندازند. در اين صفحه مي‌توانيد يكي از سخنراني‌هاي مهم من در خصوص جامعه اطلاعاتي را هم ببينيد.

به‌نظر من رسانه‌هاي مختلف ارتباطي مانند راديو، تلويزيون، تلفن، اينترنت، هزار و يك وسيله پديد آمده توسط فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي و انواع راه‌هاي تبادل اطلاعات نماد‌ها و سمبل‌هاي جامعه اطلاعاتي و عصر اطلاعاتي است كه روز به‌روز در حال پيشرفت و گسترش است.

در اين زمينه گزارش‌هاي بسياري وجود دارد، اما بايد به اين نكته توجه كرد كه اطلاعات بعضي از گزارش‌ها با آن چيزي كه در واقعيت وجود دارد متفاوت است، اما همه گزارش‌ها روي اين نكته اتفاق نظر دارند كه عصر اطلاعاتي از چيزي به نام شكاف اطلاعاتي و شكاف طبقه‌اي رنج مي‌برد كه ميان كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه مستولي است، نقطه مشترك تمام اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه رابطه مستقيمي ميان كاهش درآمد افراد يك جامعه و افزايش شكاف اطلاعاتي وجود دارد. هر اندازه كه درآمد افراد در هر جامعه‌اي كم باشد، به همان اندازه و حتي بيشتر شكاف اطلاعاتي افزايش پيدا مي‌كند، چراكه توان دسترسي به وسايل ارتباط‌جمعي و اينترنت كمتر مي‌شود و هر چقدر اين شكاف اطلاعاتي افزايش پيدا مي‌كند، به همان اندازه از جامعه اطلاعاتي دور مي‌شويم. اما اين ارتباط يك ارتباط تك‌بعدي نيست و به همت دولت‌ها استثنائاتي در خصوص پيش مي‌آيد مانند كشورهاي مونگوليا و روآندا كه در سال‌هاي اخير رشد قابل توجهي براي دستيابي به جامعه اطلاعاتي داشتند. بازگرديم به بحث عصر اطلاعاتي؛ اگر شما روي جامعه اطلاعاتي و عصر اطلاعاتي دقيق‌تر شويد، درمي‌يابيد كه هر دوي اين مفاهيم زاييده و به عبارتي فرزندان عصر روشنگري و روشنفكري (Age of Enlightenment) هستند؛ من در بسياري از سخنراني‌هاي خود جامعه اطلاعاتي را به‌عنوان دومين ايستگاه عصر روشنفكري معرفي مي‌كنم؛ عصر روشنگري حركتي فيلسوفانه بود كه از قرن 17 آغاز شد و در قرن 18 به اوج خود رسيد و راهش را به تحولات آمريكا و اروپا گشود و تاثيرات قابل توجهي در انقلاب فرانسه برجاي گذاشت و بعدها تاثيرات عظيم آن در تفكرات ليبراليسم و كاپيتاليسم نيز مشاهده شد.

* آقاي گيگر براي ما توضيح بدهيد كه در حال حاضر در كدام يك از كشورها مي‌توانيم يك جامعه اطلاعاتي كامل و اجرا شده را ببينيم؟ ايالات متحده آمريكا؟ انگلستان؟ فرانسه؟ يا كدام كشور؟

در حال حاضر جامعه اطلاعاتي در هيچ كشوري به‌طور كامل پياده و اجرا نشده است، اين يك بحث بي‌نهايت، بدون غايت و دسترسي كامل است مانند تكنولوژي كه روز به‌روز رشد مي‌كند و گسترش مي‌يابد.

در ايالات متحده اقشار كم‌درآمد جامعه توانايي دسترسي به جامعه اطلاعاتي را ندارند و در فرانسه قيمت پايين پهناي باند و اينترنت دسترسي فقير و غني را به اطلاعات امكان‌پذير كرده است. در ژاپن و كره نيز توانايي براي دسترسي به اينترنت پرسرعت وجود دارد و چين نيز بيشترين تعداد كاربران اينترنتي را دارد به نحوي كه دومين زبان بعد از انگليسي، زبان چيني‌هاست، اما به‌وجود اين نقاط قوت و ضعف نمي‌توانيم بگوييم جامعه اطلاعاتي در كشوري به‌طور كامل پياده شده است.

* چه زماني مي‌توانيم بگوييم به جامعه اطلاعاتي جهاني دست يافته‌ايم؟

انتظار دستيابي به يك جامعه اطلاعاتي جهاني در همه كشورها انتظاري غيرواقع‌گرايانه است، هر لحظه تكنولوژي و فناوري جديدي پديد مي‌آيد كه تكثير سريع آن در تمامي نقاط اين كره خاكي غيرممكن است مگر اينكه دنيا تغيير كند و ما به يك جامعه دموكراتيك و برابر برسيم كه در آن همه انسان‌هاي جهان به‌طور برابر به غذا، امنيت، سرپناه، امنيت، تحصيلات، سلامتي، رفاه اجتماعي و وسايل ارتباطي دسترسي پيدا كنند كه اين امر بسيار خيال‌پردازانه است. بنابراين كشورهايي وجود خواهند داشت كه پيشرفت تكنيكي بالاتري خواهند داشت و كشورهاي ديگري در سطح پايين‌تري خواهند بود كه اين امر دسترسي به جامعه اطلاعاتي همه‌گير را با سؤالات بسياري مواجه مي‌كند.

1385/9/17

         
 
 

 زن مادر مرد است!!!

این روزها برای من روزهای تجربه است .تجربه هایی که به نظر من هر مردی مثل سربازی به اونها احتیاج داره تا بتونه مرد بشه.شاید فکرکنید ضد و نقیض میگم ولی باور کنید اینطور نیست.برای مرد شدن باید کمی هم خودمان را بجای زنها قرار بدیم و کمی هم زن باشیم!. فقط کمی ، چون مطمئنم تازه با درد های مادرانمان آشنا میشیم.همه ما مردها فراموش کرده ایم که مادرمان زن است!!! هر ظلم وستمی را که بر زنها روا میداریم بر مادرانمان روا داشته ایم.ظلم به زن در جامعه ما ظلم مضاعف نیست بلکه همه جانبه است.

تا اینجا ی قضیه فقط درد دل یک مرد از ستم فرهنگ مردسالار است و اما بقیه ماجرا. این دومین هفته ای است که بخش کوچکی از وظایف همسرم اعظم السادات فاطمی را به عهده گرفته ام. اعظم این روزها در بستر بیماری است و من باید وظایف تعریف شده (در فرهنگ ایرانی) او را انجام دهم. باور کنید که خیلی سخت است. راستی مگر زن ها چه گناهی مرتکب شده اند که هم باید کار کنند ، هم بشورند ، هم بپزند، هم به بچه ها رسیدگی کنند، هیچ حقی هم نداشته باشند. با کوچکترین اعتراضی انواع و اقسام تهمتها را هم نوش جان کنند،تازه بسیاری از آنها کتک هم می خورند و حتی نمی توانند به پدر و مادر خود اطلاع دهند که چه بلایی بر سرشان آمده. در ایران ما که سایر حقوق اولیه انسانی راهم ندارند.نگاه کنید به قوانین ایران در مورد حق ارث،حق حضانت ، حق دیه و ...، جالب تر اینکه اعتراض زن برابر است با کتک خوردن واینبار دردناکتر اینست که ضاربین خود از ستم دیدگان فرهنگ مردسالار ایرانی هستند یعنی زنها!!!

داستان عجیبی شده است. راستی آیا خدا یی که بارز ترین صفتش عدالت است و جنسیت هم ندارد تا به نفع مردها قضاوت کند ونیز بشر را از مرد و زن آفرید نه از مرد! آیا این خدا ما مردها را خواهد بخشید ؟ همه چیز را به نفع خودمان تفسیر کرده ایم و بعضی از زشت ترین ظلم ها را چنان بدیهی جلوه داده ایم که گویی ظلم به زن از آسمان نازل شده!!!

من معتقدم که مبارزه با فرهنگ مرد سالار را باید از سطح زبان شروع کنیم.تا زمانی که زن بودن برای یک مرد فحش بحساب میآید داستان همین خواهد بود که هست. تا زمانی که زن بودن در زبان ما برابر است با ضعیف بودن ونه انسان بودن ، هیچ زنی به حق خود نخواهد رسید.ونیز از همه بدتر غیرت مردانه ایرانی است. هیچ میدانید که در تاریخ ما کمبوجیه با خواهر خود ازدواج کرد تا مبادا دست نامحرم به خواهرش برسد؟ ریشه غیرت ایرانی در همین جاست.زن محبوس غیرت مرد شده است بی آنکه مرد بداند این نابرابری که بنام غیرت بر زن اعمال میشود همه توانایی ها و استعدادهای یک انسان را که اولا نیمی از بشریت است و ثانیا مادر مرد، از بین میبرد.

به هر حال باید فکری کرد و جامعه را از این درد کهنه و قدیمی نجات داد. بیاییم  باور کنیم که زن کالا نیست. زن نه کالایی زینتی است و نه کالایی شکستنی! زن انسان است و بقول آن بزرگمرد مشرق زمین مهاتما گاندی " زن مادر مرد است."

از خداوند بزرگ یرای همسرم شفای عاجل را طلب میکنم. 

   

1385/9/4

         
 
< Previous Next >

 

 
شعر و ادب فارسي
جامعه اطلاعات
آثار گوناگون
اهداف هزاره (MDG)
زمامداری اینترنت (WGIG)
حقوق بشر (Human Right)
جامعه مدنی (Civil Society)
© Copyright 2002-10 Hojat Modiran :: All right Reserved