1. نقش صنعت ITرا در اشتغالزايي و کار آفريني چگونه ارزيابي مي کنيد ؟
براي شناخت و فهم بهتر نقش تکنولوژي و فناوري ارتباطات بهتر است محصول اصلي عصر ارتباطات را شناسايي کنيم. اولا ً اقتصاد عصر اطلاعات اقتصاد دانش محور است و اين اقتصاد طبقه جديدي با ويژگي هاي خاص راپديد آورده که به طبقه جديد معرفتي مشهور است . کارگران اين طبقه ديگر کارگران صنعتي نيستند بلکه کارگران اطلاعاتي هستند . محل کار اين کارگران ديگر در کارخانه ها نيست بلکه آنها در همه جا يافت ميشوند و عنصر اصلي کالاها و فراورده هاي آنان، اطلاعات بسته بندي شده است.
با توجه به مقدمه فوق مي بينيم ما وارد عصر جديدي با ويژگي هاي جديد شده ايم . در اين عصر عنصر زمان فشرده شده است و زمان معيار اندازه گيري کار نيست بلکه خلاقيت نوآوري و انديشه است که درجه رشد اقتصادي فرد يا سازمان را مشخص مي کند. کار آفريني رابطه مستقيم باخلاقيت دارد . هرچه دانش بيشتر و اطلاعات در دسترس تر باشد مسير ايجاد اشتغال و کار آفريني هموارتر ميشود .روش برقراري ارتباط با بازار نيز تحت تاثير صنعت IT است . به عنوان مثال پول الکترونيکي و پرداخت الکترونيکي يکي از ابزارهاي ارتباط سريع با بازار و توسعه اقتصادي است.
2. تحليل شما از وضعيت موجود چيست و نقش دولت را چگونه مي بينيد؟
من وضعيت موجود را مناسب نمي دانم چرا که در مجموع سرمايه گذاري در بخش ITکاهش يافته و ما در حال حاضر با بي برنامگي مواجه هستيم. طرح تکفا که در دولت قبل براي توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات پياده سازي شده بود تابحال مسکوت مانده و عملا ً خروجي نداشته است در دولت قبل علاوه بر طرح تکفا 300ميليارد تومان هم بصورت رديف مستقلي براي توسعه زير ساخت در نظر گرفته شده بود . با توجه به ماهيت برنامه چهارم که IT محور است ،عدم توجه به IT کشور رابا بحران مواجه خواهد کرد .در حوزه IT با بحران مديريت هم مواجه هستيم بنظر ميرسد که دانش و تجربيات مديران قبلي به مديران دولت جديد انتقال نيافته است و اين يعني هدر رفتن زمان و پول در صنعت IT وهمين باعث بي برنامگي و در نتيجه ور شکست شدن شرکت هاي IT در دو سال اخير گرديده است.عدم وجود بازار مناسب براي شرکتهاي توليد کننده فناوري اطلاعات بخصوص شرکتهاي نرم افزاري موجب شده که اين شرکتها جهت گذران امور مجبور به اخذ وام هاي غير منطقي شوند و از طرفي چون اين شرکت ها ميخواهند به هر قيمتي شده پروژه اي را در اختيار داشته باشند،بدون محاسبه منطقي مبادرت به پيشنهاد قيمتهاي غير معمول و پايين تر از عرف بازار مي کنند همين پديده باعث بوجود آمدن عارضه قيمت شکني يا dumping ميشود که باعث پيچيده تر شدن و خراب تر شدن بازار فناوري اطلاعات گرديده است .
خوشبختانه اخيرا ً طرح تکفا 2 توسط ديبرخانه شوراي عالي اطلاع رساني در حال پيگيري است .خبرهاي مثبت ديگر مبني بر پيگيري دولت الکترونيک بگوش ميرسد و اين مايه خوشحالي است چرا که طبق گزارش سازمان ملل متحد در سال 2005 شاخص آمادگي دولت الکترونيک 98بودو متاسفانه اين رتبه در سال 2008 به 108تنزل پيدا کرده است .جاي خوشحالي است که مجموعه شوراي عالي اطلاع رساني به بهبود اين وضعيت همت گمارده است . اميد واريم شاهد بهتر شدن رتبه ايران از نظر آمادگي الکترونيک باشيم.
3. نظرتان در رابطه با فرار مغز ها چيست و چه راهي براي جلوگيري از اين وجود دارد؟
پديده فرار مغزها محدود به ايران نيست و اين پديده به نظر من امري طبيعي است که اتفاق ميافتد. خيلي طبيعي است که افراد بدنبال شرايط بهتر هستند. شرايط بهتر فاکتورهاي دارد که بايد مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد. فاکتور هايي مثل اشتغال، در آمد بيشتر و رفاه بيشتر،امنيت شغلي و اجتماعي ،امکان تحصيلات و کسب مدارج عالي تر،ثبات و قابل پيش بيني بودن وضعيت اقتصادي، امنيت سرمايه گذاري که منجر به ايجاد اشتغال بيشتر مي شود. براي نسل جديد فاکتور هايي مثل آزادي بيان، عقيده و... از اهميت بالايي برخوردار است از طرفي جهاني شدن باعث شده که مرزهاي برخي حوزه هااز بين برود واين باعث مهاجرت سريع تر مغزها خواهد شد. طبيعي است هرگاه شرايط در داخل کشوربهتر شود مغزها به کشور باز خواهند گشت.