Home  Weblog  Booklog  Photo Gallery  Articles  Contact
   
 
  روانشناسي اعتراض
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  Cluster of WSIS-related events 2008 - Geneva, Switzerland
  " اضطراب اقتدار "
  نگراني هاي استاد
  مصاحبه با ایسنا پیرامون اشتغالزايي ...
  مصاحبه خبرگزاری ایسنا پیرامون آموزش الکترونیکی
  پس از عاشورا
  مصاحبه با باران
  سخنرانی در محل انجمن های علمی کشور
  Cluster of WSIS-related events, 14-25 May 2007, Geneva, Switzerland
  INVITATION TO THE CONFERENCE
  زاویه دید
  شرکت آریانوس
  زنان ايراني طرفداران جنبش جهاني صلح
  میدان زنان
  کميته هماهنگى سازمانهاى غير دولتى زنان
  شیرین عبادی
  كنشگران
  Working Group on Internet Governance
  یونیسف ایران
  undp -Iran
  روش شناسي شريعتي
  اصالت ساخت
  چالش بر ای توزيع IPv6 براساس هويت كشوري
  ایران و ایلات متحده و جنگ بر سر دامنه های xxx پشت یک خاکریز
  مروری برحفظ حريم خصوصي و امنيت در جامعه اطلاعات
  تعدد زبان‎ها در اینترنت و خطرات موجود
  جاودانگی ژرف (قسمت آخر)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت اول)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت دوم)
  آشنایی با انکوباتورها
 
 
»  اصالت ساخت

به ياد بابك سيد حسيني

دوست عزيزم دکتر بابک سيد حسيني که در سال 2002 در پاريس درگذشت. يادش گرامي باد

در سال 1365 در دانشگاه شيراز با بابك آشنا شدم ، غير تكراري بود جذاب و جدي ، همه چيز را يكجا در او مي ديدي ، بسيار اخلاقي و مقيد بود . ويژگي هاي جالبي داشت كه در جاي ديگري بايد به آنها پرداخت . راستگويي ، صداقت ، جديت ، امانتداري از ويژگي هاي بارز او بود . هيچگاه زبان او به غيبت گشوده نمي شد و بسيار نيكوكار بود .

بابك زياد مطالعه مي كرد و نسبت به انتشار ديدگاهها و نظراتش بي توجه و كم علاقه بود .  روحيه اي پرسشگر داشت و پرسش هايش را سقراط وار بيان مي كرد .

در سال 72 پيرامون نشانه شناسي و ساختار گرايي تحقيقاتي داشت كه در جمع محدود دوستان ارائه مي داد و به بحث مي گذاشت ، مقاله زير بر گرفته از يادداشتهاي آن روزها است كه به ياد آن عزيز تقديم مي گردد .

ساخت چيست ؟ ساخت تعريفي شبيه به تعريف سيستم دارد و عبارتست از ترتيب خاص همبستگي افراد يك مجموعه براي منظور معين و مشخص . درست شبيه ساخت ارگانيك اجزاي بدن انسان يا حيوان و طريقه اي كه اين اجزا با يكديگر همكاري كرد و مرتبط هستند . اگر چه ساخت مفهوم جديدي نيست و سابقه طولاني در علوم فنون دارد ( مثل نظريه سيستمها ) ولي مكتب اصالت ساخت قرائت جديدي از مفهوم ساخت را در حوزه علوم بخصوص علوم انساني ارائه داده است .

اصطلاح structuralisme ( مكتب اصالت ساخت ) با دو معني متفاوت بكار برده مي شود يكي به معني شيوه تحليل خاص است كه در علوم انساني ، بخصوص در جامعه شناسي به كار برده مي شود و ديگر به معني فلسفي ولي هر دو مفهوم بر اساس ساخت بنا شده اند .

آنچه در اين مقاله مورد نظر ماست مفهوم فلسفي مكتب اصالت ساخت است . از زماني كه به كار بردن روش علمي متداول شد بطور كلي ، از زمان دكارت و گاليله تفكر غربي تلاش كرد تا حد امكان به روشهاي رياضي و صورت رياضي دادن به قضايا نزديك شود و فلسفه بسوي آنالينيك شدن پيش رفت . گاليله معتقد بود كه كتاب طبيعت به زبان رياضي نوشته شده است و هر چه را كه قابل اندازه گيري كردن است بايد اندازه گرفت و اگر نيست قابل اندازه گيري كرد . رياضي به علوم طبيعي نه تنها زبان مشترك مي بخشد بلكه تحت يك شبكه منطقي آنها را تابع قوانين مي سازد . ولي آيا قادر است علوم انساني را نيز سامان دهد و رابطه بين اعضاي آن را مشخص كند ؟ دنياي انسانها داراي پيچيدگي خاصي است كه به تبع آن علوم انساني هم دچار پيچيدگي مضاعف شده است . تجزيه جسم با روان ، روان با اجتماع ، سياست با اقتصاد و ... كار دشواري است . آدمي و به تبع آن علوم انساني داراي تاريخ و جغرافيا است . درك يك سوفسطايي با انسان مدرن بسيار متفاوت است همچنين است درك يك بومي افريقايي با يك چيني يا امريكايي . چه بايد كرد ؟ آدمي اسير فرهنگ است و در مجموعه پيچيده اي از عقايد ، نهادها ، اصول اخلاقي ، آرمانها و معيارهاي روانشناسي زيست مي كند . جدا كردن انسان از فرهنگ خاص او يعني او را به كلي تغيير شكل دادن . زيرا ما از فرهنگي كه متعلق به ما نيست و نه ما متعلق به آن و شخصاً آن را اكتساب نكرده ايم چه مي فهميم ؟ تصور كنيد اگر در جمع بوميان استراليائي ( بوشمن ها ) قرار بگيريد از مراسم مذهبي آنها چه مي فهميد ؟ مسلماً گزارش شما از مراسم مذهبي آنها با گزارش خود آنها متفاوت خواهد بود .

با توجه به پيچيدگي فوق اولين سوالي كه به ذهن متبادر مي شود آن است كه آيا مي توان همان وسيله اي را كه باعث موفقيت علوم فيزيكي و طبيعي شده است يعني رياضي را در علوم انساني هم بكار برد ؟

تا قبل از پيدايش مكتب اصالت ساخت تلقي بشر از كاربرد رياضي در علوم انساني به كاربردهاي آماري و رسم منحني ها محدود مي شد ولي مكتب اصالت ساخت سعي مي كند تا از رياضيات نه تنها به عنوان واحد اندازه گيري بلكه به عنوان زبان استفاده كند كه روشن كننده واقعيت قضايا باشد . در چنين مرحله اي كلود لوي – اشتراوس ، استاد انسان شناسي كلژ دوفرانس ، دست به تجربه چنين جريان فكري زد ، او در اين رابطه مي گويد :

رياضيات جديد ، كه در واقع به بسط نظريه هاي قديمي مي پردازد ، به ما مي آموزد كه ملازمه را نبايد با كميت اشتباه كرد ( ملازمه بدون كميت ) همچنان اهميت خود را حفظ مي كند . به نظريه مجموعه ها در رياضيات جديد توجه كنيد ، اگر شئ A زير مجموعه شئ B باشد هر عضو A حتماً عضو B خواهد بود . اين يك التزام است و كميت در آن نقشي ندارد . از التزام منطقي فوق مي توان در علوم انساني بهره گرفت . نيازي به جمع و ضرب و تقسيم نيست .

در حدود سال 1944 لوي اشتراوس به تدريج اعتقاد يافت كه قوانين حاكم بر خويشاوندي و ازدواج مثل قوانين حاكم بر ارتباطات ، از نظر اساس چندان با قوانين روانشناسي تفاوت ندارد و مي توان به اين قوانين شكل قاطعي داد . نظريه فوق براي رياضي دانان قابل قبول نبود و او را دست كم گرفتند تا اينكه يكي از استادان مكتب جديد رياضي مطلب را فهميد و توضيح داد كه رياضي دان براي ساختن تئوري رياضي قوانين ازدواج و خويشاوندي نيازي به محدود كردن آن به يك مسئله كمي ندارد و حتي احتياج ندارد كه بداند ازدواج چيست . تنها چيزي كه لازم است بداند آن است كه در يك جامعه معين چگونه ازدواج هاي مشاهده شده به طبقات ( گروههاي ) كامل تقسيم    مي شود و سپس اين گروهها با چه رابطه شخصي به هم وابسته اند . مثلاً هميشه روابط بين طبقه ازدواج برادر و طبقه ازدواج خواهر يا طبقه ازدواج پدران و مادران و طبقه ازدواج فرزندان به يك شكل است و تغيير نمي كند .

از اين لحظه به بعد قوانين ازدواج در يك جامعه معين را مي توان به صورت معادله رياضي در آورد و اين معادلات را مي توان با روشهاي منطقي دقيق و تثبيت شده حل كرد . در حاليكه ماهيت اصلي پديده مورد مطالعه يعني ازدواج خارج از مطلب است و مي توان آن را كاملاً ناديده گرفت . آن كشف بزرگ امروز در تكنولوژي نرم افزار كاربرد فراوان دارد و همين شيوه انديشه منجر به توليد نرم افزارهاي شئ گرا گردانيده است . در روش برنامه نويسي شئ گرا ( object oriemted ) ماهيت يك تابع يا procidure مهم نيست بلكه تابع يا procidare بصورت يك black box ديده مي شود .

با تمام تقاصيل فوق بايد از يك اشتباه پرهيز كرد يعني ، تصوير اينكه مكتب اصالت ساخت محدود است به بيان روابط اجتماعي با اشكال رياضي و اينكه با پيدا كردن اين اشكال همه مطالب توجيه مي شوند . هيچيك از پيروان اين مكتب چنين تعريفي را نمي پذيرند .

مكتب اصالت ساخت به همين جا ختم نمي شود . اين مكتب از زمينه روش شناسي گذشته و به انتقاد ادبي و فلسفي دست انداخته است . مكتب اصالت ساخت به تاريخ توجه كمتري مي كند و زبان شناسي را فربه تر از ساير علوم انساني مي داند . تمايل روش ساختي به نزديك ساختن و وحدت دادن همه رشته هايي است كه به مطالعات ساختي مي پردازند . مانند جامعه شناسي ،  زبان شناسي ، رياضي و روانكاوي . اشتراوس مي گفت : مي توان اميدوار بود كه روزي           انسان شناسي اجتماعي ، علم اقتصاد و زبان شناسي با يكديگر متحد شوند و رشته جديدي را كه علم ارتباط باشد بوجود آورند .

براي مكتب اصالت ساخت ، انسان جز بازگوكننده ساختها چيزي نيست . از وراي انسان و ناخود آگاهي او ساختها منعكس مي شوند كه ممكنست اقتصادي ، رواني ، يا بيولوژيك باشند . در همين زمينه دكتر لاكان مي گويد : ساخت زبان در ناخودآگاهي انسان قرار گرفته است . به نظر وي ، ناخود آگاهي بيمار واقعاً متعلق به بيمار نيست و زبان وي ، كه از علايم مشترك همگاني تشكيل شده است ، نا خود آگاهي او را روشن مي سازد ، روانكاو از وراي اين زبان معاني مخفي ديگري را مي يابد . لويي آلتوسر در همين زمينه كتاب سرمايه ماركس را مورد باز خواني قرار داده و ثابت  مي كند كه بر عكس آنچه تا به حال تصور شده ، ماركس در اوج فكري خود نه تاريخدان است و نه هوادار اصالت انسان و با اين دو در تضاد است . هسته نظريه ماركسيستي مطالعات انواع توليد است كه بايد به عنوان ساخت تلقي شود . اگر بخواهيم اين روابط را به توليداتي كه انسانها مي كنند ، تقليل دهيم ، يعني روابط انساني ، به فكر ماركس توهين كرده ايم . ساخت است كه به روابط انساني و واسطه ها و اشيا و توزيع آنها شكل مي دهد و خود از طريق لوازم و عوامل توليد قابل درك     مي شود .

معروفترين پايه گذاران مكتب اصالت ساخت لوي استراوس ، فوكو و آلتوسر و لاكان هستند و شناخت مكتب اصالت ساخت بدون شناخت انديشه اين تفنگداران شايد ميسر نباشد . بابك مطالعات عميقي پيرامون انديشه اين بزرگان را آغاز كرده بود بخصوص درباره آثار فوكو و وام گيري او از كانگيلم تحقيقاتي داشت كه متاسفانه به رشته تحرير در نيامده . آخرين تحقيق علمي اش كه بازخواني آثار علمي گاستون باشلار بود نيز ناتمام ماند و ... ؟



      
نسخه چاپ     علاقه‌منديها               » 3070 بار     » 1386/1/17    

 

 
 
شعر و ادب فارسي
جامعه اطلاعات
آثار گوناگون
اهداف هزاره (MDG)
زمامداری اینترنت (WGIG)
حقوق بشر (Human Right)
جامعه مدنی (Civil Society)
© Copyright 2002-10 Hojat Modiran :: All right Reserved