ولي پژوهش گران دريافته اند كه برداشتي كه به دست ميآويم، برآمد تعصبات و سوگيريهاي پيش انگاشته و نگرشهاي كليشهاي هم هست. از يك ديدگاه، همگي ما دانشمندان ساده دل و زود باوري هستيم كه باورهاي خويش در مورد رفتار انسان را بر اساس تجربياتي بنيان نهاده ايم كه خودمان در مورد ديگر افراد، فرهنگ، رسانهها و آداب و آئينهاي خانوادگي مانبه دست آورده يم.
ما براي شكل دادن برداشت، سريع ترين راه را بر ميگزينيم. حتي اگر به درك نادرست و خطاهاييبينجامد. اين راه اغلب به معني دسته بندي فرد بر اساس شباهت ظاهري او به رده اجتماعي ايست كه از پيش در ذهن خويش، پارهاي صفات شخصيتي را بدان مربوط دانسته ايم.
سن و جنسيت دو رده ايست كه در بالاي فهرست قرار ميگيرد، چنانچه بگويم در شرف ملاقات با خانمي 64 ساه هستيد، پيشاپيش از شخصيت وي برداشتي مينماييم حتي اگر به هيچ وجه در مورد افكار و عملكردش كلمهاي صحبت نكرده باشيم.
نوآمدگان (تازه واردان) خنثي قلمداد ميشوند. ولي بازيگران پس از آن ميتوانند از فرمان كامپيوتري ويژهاي استفاده نمايند تا جنسيت خنثي را به هر آن بخواهند نسبت دهند. درست با به كار افتادن اين فرمان، متنهاي توصيفي مربوط به بازيگران، ضماير مناسب را پذيرا ميشوند.